آنالیز بازی بارسلونا 1-2 اتلتیکو مادرید; تیم فلیک بهتر بود اما شکست خورد. چرا؟
دیگو سیمئونه برای اولین بار در 13 سال حضورش در اتلتیکو مادرید در یک بازی خارج از خانه مقابل بارسلونا پیروز شد. آخرین بار که این تیم مادریدی در خانه بارسلونا برنده شد به سال 2006 برمیگردد.
علیرغم اینکه تیم فلیک در این بازی خوب ظاهر شد اما باخت و جایگاه صدر جدول را از دست داد. تیم فلیک بازی باکیفیتی داشت و شایسته پیروزی بود اما اگر چنین است, اتلتیکو چطور موفق به کسب 3 امتیاز شد؟
هانسی فلیک: نگران نیستم و به بازی خوب تیمم افتخار میکنم. برای اتلتیکو همین کافی بود ..
"اتلتیکو مادرید باید خجالت بکشد"
اعتراف باورنکردنی دیگو سیمئونه درباره بارسلونا
طرح دفاعی سیمئونه: تغییر از سیستم 4-4-2 به 5 مدافع
اتلتیکو مدت هاست که دیگر با استفاده از دفاع فشرده 4-4-2 و بازی کاملا دفاعی شناخته نمیشود. آنها دیگر تنها به چینش فشرده دفاعی برای جلوگیری از حملات حریف اکتفا نمی کنند و سبک خود را متنوع تر کرده اند.
در واقع سیمئونه در سال های اخیر تلاش کرده راهبردهای متنوع تری را به کار بگیرد و تیم اتلتیکو در حملات نیز بسیار قوی تر شده است. هرچند سیمئونه مقابل بارسلونا همچنان به روش های محافظه کارانه دفاعی روی می آورد.
همانطور که پیشبینی میشد اتلتیکو تلاش نکرد با پرسینگ بالا به حریف فشار بیاورد و بیشتر بازی را در یک سوم دفاعی خود گذراند (54درصد). آنها ابتدا بازی را با سیستم 4-4-2 آغاز کردند.
بازی آنها موقعیتی بود و در مواقعی نیز 5 دفاعه میشدند که این به واسطه پایین آمدن جولیانو سیمئونه از سمت راست یا کانر گالاگر از سمت چپ بود. هر دو بازیکن به طور منظم این وظیفه را انجام میدادند و بسته به موقعیت بازیکنان کناری بارسلونا به عقب میرفتند.
![]()
![]()
همچنین گالاگر به طور منظم گالان را پوشش میداد تا او در سمت خود در مواجهه یک به یک با رافینیا تنها نماند.
![]()
اتلتیکو در نیمه دوم که نتیجه برایشان مناسب بود در بیشتر دقایق از 5 مدافع استفاده کرد.
![]()
بارسلونا بدون یامال: تدابیر فلیک چه بود؟
یامال مقابل لگانس مصدوم شد و این اولین بار در این فصل نبود که آنها مجبور می شدند بدون این بازیکن کلیدی خود به میدان بروند. در دفعات قبل نیز تیم دچار مشکلاتی شده بود, به خصوص وقتی فرمین لوپز در جناح راست بازی میکرد و این منجر به کاهش توان هجومی تیم شد.
فلیک و کادر او در بازی با اتلتیکو تصمیم گرفتند رافینیا را در جناح راست استفاده کنند تا دینامیک تیم حفظ شود. برخلاف بازی های قبل که رافینیا بیشتر در نیم فضاها بازی میکرد در این مسابقه او بیشتر در کناره ها متمرکز بود تا دقیقا نقش یامال را بازسازی کند.
همچنین ژول کونده نیز به طور مداوم در حملات شرکت میکرد و با پاس از داخل و خارج به پویایی حملات تیم کمک میکرد. این تاکتیک و ترکیب یک تلاش از سوی بارسلونا برای حفظ انسجام و توان هجومی آنها بود.
![]()
به طور کلی میتوان گفت که بارسلونا در این بازی بدون حضور یامال نیز موفق شد تا حد زیادی از پس شرایط بر بیاید و تاثیر منفی غیبت او را به کمترین میزان برساند و آنها در جناح راست موفق به حفظ دینامیک معمول شدند. رافینیا نیز علیرغم یک اشتباه تعیین کننده در اواخر بازی, در کل نمایش خوبی داشت.
رافینیا از نظر تهدید اتلتیکو نیز دارای بیشترین امتیاز بود. بر اساس این نمودار به وضوح میتوان نقش هجومی برجسته رافینیا و پدری را مشاهده کرد.
![]()
*کمی درباره نمودار:
این نمودار نشان دهنده میزان مشارکت بازیکنان مختلف در پیشروی با توپ و ایجاد فرصت های گلزنی در این مسابقه است. محور افقی نشان دهنده میزان پیشروی با توپ از طریق پاس ها و محور عمودی نشان دهنده میزان ایجاد تهدیدهای گلزنی است.
طبق نمودار رافینیا و پدری در بالای نمودار هستند که نشان میدهد هم در ایجاد تهدید و هم در پیشروی با توپ بسیار موثر بودند. همین را میتوان درباره اینیگو مارتینز و کوبارسی نیز گفت. سایر بازیکنان اما نقش کمتری در ایجاد تهدید و پیشروی با توپ داشتند.
پدری بهترین بازیکن بود
دوست ندارم به بازیکنان لقب های عجیب بدهم اما در مورد پدری میخواهم از عبارت "بازیکن زیرک" استفاده کنم که کاملا مناسب اوست. او واقعا میتواند در موقعیت های خیلی دشوار, راه حل های بسیار جذاب و موثر را پیدا کند و اینکار را طوری انجام میدهند که گویی برای او خیلی آسان است.
در بازی با اتلتیکو نیز مثل خیلی از بازی های دیگر, پدری در کنار مارک کاسادو حضور داشت. با این حال دینامیک تیم تغییراتی داشت. حالت کلاسیک در طول فصل, سیستم 4-2-3-1 است اما به دلیل موقعیت بالاتر بالده این سیستم به 3-2-4-1 تبدیل میشود.
این تغییر به بارسلونا کمک میکرد تا ترکیب خود را متنوع تر ساخته و فشار هجومی را افزایش دهد. با این حال در این بازی مسئولیت حفظ عرض در سمت چپ بر عهده فرمین لوپز بود و بالده کمتر به جلو می رفت و بیشتر در موقعیتهای عمیق تر عمل می کرد. در نتیجه فضای بیشتری در نیم فضای چپ (ناحیه بین جناح چپ و مرکز زمین) ایجاد می شد که این تغییر به بازیکنان میانی و هجومی اجازه میداد تا حملات موثرتری انجام دهند.
![]()
این فضا را بیشتر پدری پر میکرد و نتیجه این بود که چینش ابتدایی تیم بیشتر شبیه به 4-3-3 به نظر می رسید. بارسلونا نیز اغلب تمایل به حمله از جناح چپ داشت (39% حملات) در حالی که معمولاً سمت راست اولویت بیشتری برای آنها داشت که غیبت یامال بی تاثیر نیست.
![]()
![]()
*توضیح درباره نمودار:
با توجه به این نمودار, پدری نیم فضای چپ را پر میکرد. نتیجه اینکه چینش ابتدایی ترکیب 4-3-3 به نظر میرسید. در این ترکیب بارسلونا اغلب تمایل به حمله از چپ داشت. پدری در این موقعیت 71 پاس موفق ثبت کرد. اینیگو و بالده نیز پاس های زیادی در موقعیت میانی و پشتی داشتند.
در تیم اتلتیکو نیز گالان و لنگله با شماره 21 و 15 بیشتر در چپ و عقب زمین فعال بودند. باروس و دی پائول نیز نقش بیشتری در مرکز زمین بازی کردند و بیشترین تراکم پاس ها بین بازیکنان میانی و دفاعی اتلتیکو بود.
پدری در تمام مراحل بازی مهم بود. اولا او به طور مرتب در انتقال از دفاع به حمله کمک میکرد و دوما در مراحل بعدی نیز دائما به صورت موثری در حملات نقش داشت. سوما خودش نیز میتوانست کار را تمام کند مثل گلی که زد.
در اینجا او در فضای خالی پشت دی پائول حرکت کرد و موفق شد او را از موقعیتش خارج کند. هم تیمی هایش نیز با پاس های دقیق, پدری را پیدا میکردند و اینگونه بود که بارسلونا از خط بازیکنان حریف عبور کرد و حملات خود را توسعه میداد.
![]()
![]()
در این اینجا, پدری خود را در محوطه جریمه برای دریافت پاس از دنی اولمو آماده میکرد و یک موقعیت خطرناک ایجاد می کند.
![]()
در صحنه گل, عملکرد پدری شایسته توجه ویژه است. او ابتدا توجه یورنته را به خود جلب کرد و او را با خودش برد. در نتیجه فضای پشت سر بازیکن اتلتیکو خالی شد.
![]()
سپس او توپ را در مقابل مدافعان حریف دریافت کرد و چند بازیکن را مشغول خود کرد. پس از آن پاسی فرستاد که شرایط بهتری برای هم تیمی هایش در آنجا وجود داشت زیرا فضای خالی بیشتری آنجا بود.
![]()
![]()
سپس پدری از جریان بازی خارج نشد و خود فضای خالی را پر کرد و در نهایت حمله را به پایان رساند (گل زد). این لحظه به خوبی سطح مهارت های پدری و نقش او در بازی را نشان داد.
بارسلونا اجازه نمیداد اتلتیکو از نیمه زمین خودش خارج شود که نه فقط به خاطر کنترل توپ بلکه به دلیل پرسینگ نیز بود.
انتظار میرفت تیم فلیک برتری بزرگی در کنترل توپ و منطقه بازی داشته باشد اما این یک مالکیت بی فایده نبود. بارسا تعداد زیادی موقعیت ساخت و حملات زیادی انجام داد. گل های مورد انتظار بارسلونا 3.23 در مقابل 1.14 بود و موقعیت های واضح گلزنی برای بارسلونا نیز 7 بود که این عدد برای اتلتیکو 2 بود.
در 2 عکس بعدی میتوانید به خوبی میزان فعالیت تیم ها در برابر دروازه حریف را ببینید.
از طرفی بارسلونا در این بازی از نظر دفاعی نیز مطمئن کار میکرد. بارسلونا حتی با وجود اینکه بازی شجاعانه ای داشت اما به حریف اجازه نمیداد در ضد حملات به موقعیت زیادی برسند. پرسینگ آنها به روش کلاسیک انجام میشد و آنها به شدت به حریف فشار می آوردند. وینگر ها به مدافعان مرکزی فشار وارد میکردند و در مرکز زمین نیز فوروارد و شماره 10 به هافبک های دفاعی حریف فشار می آوردند.
ساختار بارسلونا معمولا ریسکی است و به حریف اجازه داده میشد تا در جناح ها آزادی داشته باشند اما در این بازی به واسطه هماهنگی و پرسینگ با کیفیت بالا, اکثر تهدیدات خنثی می شدند.
همچنین پرسینگ بالای بارسلونا منجر به ایجاد موقعیت های اضافی در مقابل دروازه حریف میشد. به طور مثال در اینجا گریزمان به خاطر پرس بارسا نتوانست کاری جز پاس به عقب انجام دهد و سپس فشار به خیمنز وارد شد و این مدافع مرکزی نیز فرصت نکرد پاس دقیقی ارسال کند و بنابراین با پاس اشتباه منجر به ایجاد موقعیتی خطرناک برای بارسلونا شد.
روی گل خورده بارسلونا نیز سبک شجاعانه بازی ها نقش داشت. به دلیل اینکه تمرکز روی پرسینگ و ساختار آن, ژول کونده و کوبارسی موقعیت های بالاتری داشتند و حمله منجر به گل دقیقا از منطقه آنها شکل گرفت.
در کل بارسلونا بازی خوبی انجام داد و پس از مسابقه حتی حریف نیز به این موضوع اعتراف کرد. کاتالان ها نمایش مقتدرانه ای داشتند و به اندازه ای که بتوانند به یک پیروزی قاطع برسند موقعیت ساختند.
با این حال عملکرد بد مهاجمان این تیم و البته درخشش اوبلاک مانع اینکار شد. تیم سیمئونه بیشتر از حد دفاع کرد اما از تک فرصت ها به خوبی استفاده نمود. این بازی نشان داد که فوتبال چقدر میتواند غیرقابل پیشبینی و گاهی غیرمنطقی باشد.
بارسلونا پیش از کریسمس صدر را از دست داد. از یک طرف تیم به طور کلی دچار افت بازی نشده اما از طرفی ناپایداری هایی که از ابتدای فصل وجود داشت حالا دیده میشوند.
وابستگی به بازیکنان کلیدی (که منطقی هم هست) و توانایی حریفان در شناسایی و تطبیق با سبک بارسلونا و افت بدنی بازیکنان به دلیل سبک بازی شدید فلیک حالا نمایان شده است. اکنون این احساس وجود دارد که شاید این وقفه کوتاه کریسمس بتواند به آنها کمک کند.
تحلیل ها احساس می شد، کاش همیشه بعد بازی
های مهم حداقل چنین تحلیل های ببینیم.
دم نویسنده و ناشر گرم..
بازم دمتون گرم؛ Visca Barca
از نظر خودم بازی با اتلتیکو یکی از بهترین بازی های بارسا حداقل تو این دو سه فصل اخیر بود فقط و فقط استفاده نکردن از موقعیت گل و دفاع فاجعه بار تیم باعث باخت شد
توپارو مث بچه ادم گل میکردن
اونا ۲ تا گلشونم میزدن بازم برده بودیم
بعد از کریسمس با اینکه تعداد بازیکن هامون باز هم کمه اما بخاطر استراحتی که کردن قطعا بیشتر از این حریف هارو می ترسونند…
یه جای این پست به نکته خوبی اشاره شد اونم اینکه اتلتیکو علیرغم ایجاد تنوع در بازیش بخصوص تو ۱۱ بازی قبلیش اما جلوی بارسا دفاعی تر از هر زمانی شد که نشون میده فلیک تونست شخصیت رو به این تیم تو کمتر از یه نیم فصل برگردونه!!
ولی اون توپو اگر هم گل میکرد آفساید میشد پس هی نیان لوا رو بکوبید اون گل میشد میرفتن وی ای وار و آفساید فران گرفته میشد و اون موقع بیشتر میسوختیم
همونطور که تو دیدگاه قبلی گفتم ما فقط بخاطر کاسادو باختیم
اون کاسادوی خر هست
فقط یه اشتباه کافی بود که ما این بازی رو نبریم توی این چند سال فقط یه اشتباه باعث شده تو بعضی از بازیا پیروز نشیم
من الان نمیگم کاسادو بده ولی خیلی دیگه مغرور شده تو بازی های قبل هم به گامون داده بود چند باید یه چند بازی بره نمیکت
اگه کاسادو اون پاسو نمیداد شاید ما همون ۱ هیچ بازیرو میبردیم چون اونا هیچ گهی نمیخوردن
اشتباه کاسادو باعث شد ما این بازیرو ببازیم
کامبک بارسای هانسی فیلیک🖤
کف کردیم
فاجعه ممکن ، اگه بازی لالیگا جلو بیلبائو هم ببازیم عملا جایگاه سهمیه تیم هم به خطر میوفته چه برسه به قهرمانی
همین یه جمله عمده (نه کل) دلایل عدم موفقیت مارو تو این چند بازی نشون میده که اونم چیزی نیست جز "استفاده نکردن از موقعیتهایی که شانس زیادی واسه گل کردنشون داریم."
این سه کامنت نظرات من بود🤝
اینهمه آنالیز نمیخواست.
هرکس تو این بازی از لحاظ تاکتیکی از فلیک ایراد بگیره یا بهخاطر احساسات بعد از باخت بوده که هممون دچارش شدیم و منطقیه و یه حس لحظهای هست
و یا مورد دوم که کسایی هستن که کلا این فصل منتظر ناکامی تیم بودن.

