یادداشت: این قهرمانی لالیگا متعلق به ژاوی هم هست
یادداشتی از ارنست فولش روزنامه نگار اسپورت
ژاوی گفتگویش با هانسی فلیک را فاش کرد!
رسمی: بهترین فوتبالیست تاریخ انتخاب شد!
این دوگانه بینظیر قهرمانی لالیگا و جام حذفی متعلق به کیست؟ یا بهتر بپرسم، این امیدی که پس از سفری دشوار در بیابانی از شکستها ایجاد شده تا لبخندی نو و رویایی بزرگ را به هواداران هدیه کند، از آن چه کسی است؟ پیروزیها برخلاف شکستها همیشه پدران زیادی دارند و این بار هم به حق چنین است!
این قهرمانی بزرگ در لالیگا پیش از هر چیزی دستاورد خوان لاپورتاست که در نهایت به غریزهاش گوش کرد و هانسی فلیک را که مدتها زیر نظرش داشت، به خدمت گرفت. رئیس باشگاه که نه به کومان اعتقاد داشت و نه به ژاوی (حتی با وجود تمدید)، در سومین سال ریاست خود یک گزینه غیرمنتظره را انتخاب کرد و دوباره تبدیل به همان لاپورتای قدیمی شد؛ یعنی لاپورتای دوره اول ریاست!
این قهرمانی لالیگا همچنین تا حد زیادی مدیون فلیک است که برخی از ما در ابتدا با تردید به او نگاه میکردیم، چون او هیچ ارتباطی با میراث یوهان کرایف نداشت. اما به همین دلیل و دور از حاشیهها، توانست استعدادش را با آزادی کامل به نمایش بگذارد. فلیک برخلاف ژاوی، برنامههایش را بدون نگرانی از آنچه در اخبار گفته میشود، اجرا کرد؛ موضوعی که میتواند درسی برای او در آینده نیز باشد.
این قهرمانی قطعا از آن لاماسیا و برترین نماد آن، یعنی لامین یامال نیز هست. نوجوانی که تبدیل به بهترین بازیکن جهان شد و دقیقا به همین دلیل باید گفت این قهرمانی متعلق به ژاوی هم هست که لامین، کوبارسی و فرمین را در سنین خندهداری وارد زمین کرد و به هانسی فلیک مواد درجه یکی داد تا موفقیتش را با آنها بسازد. همچنین متعلق به کومان است که گوهرهایی مثل پدری و گاوی را برای ژاوی تراشید!
ژاوی مجبور بود در شرایط بسیار سخت و پیچیدهای کار کند و نه او و نه باشگاه هیچ ثبات واقعی نداشتند. با این وجود، او یک قهرمانی لیگ آورد. با این حال استعفای او در واقع آخرین حلقه از زنجیره تصمیمات نادرستی بود که او را محکوم به شکست کرد. شاید ژاوی خیلی زودتر از موعد آمد، همانطور که کومان هم قبل از شرایط مناسب به بارسا پیوست. اما آنچه غیرقابل انکار است این است که فلیک در زمان مناسبی آمد و توانست تأثیر خود را بهتر نمایش دهد؛ همانطور که این اتفاق روزی برای گواردیولا هم افتاد.
با این حال، در زمانی که هواداران دیدگاهی کاملاً سیاه یا سفید به ماجرا دارند، خوب است که ژاوی را که پایههای این اتوبان جدید به سوی افتخار را بنا نهاد، نیز به یاد بیاوریم.
پارادوکس ماجرا اینجاست که آنچه برای ژاوی کافی نبود، شاید برای جانشینش باشد. این به ما یادآوری میکند که در بارسا نیازی نیست علیه کسی باشیم و فقط باید روی موفقیت خودمان تمرکز کنیم!
ژاوی عشق❤️💙
امسالم از این مدیرا هیچ چیزی در نمیاد ،دوباره باید ی فصل دیگه از دفاع باید فشار بخوریم.
اصلا فروختن هم بلد نیستن.فرران تو ترانسفر ۵۰تاس،ی تیم میاد همین قیمتو پیشنهاد میده،مدیرا قش و ضعف میرن و کلمه پیشنهاد شگفت انگیز مینویسن.
همین الان بریم فریمپوینگ رو از لیورپول بخریما ،زیر ۶۰تا نمیده.
خو لامصبا ی حرکتی برای ضعف تیم بکنید دیگه آخه ویارئال تیم بود که باختیم بهش؟؟؟

