لامین یامال: فقط از یک نفر میترسم و تنها در یک بازی به حریف هیچ رحمی نمیکنم! قدرتم در فوتبال؟
برنامه "۶۰ دقیقه" شبکه سیبیاس که معمولا به موضوعات سیاسی، اجتماعی و گزارشهای تحقیقی میپردازد، بهتازگی میزبان لامین یامال ستاره جوان بارسلونا بوده است. این برنامه به ندرت با ورزشکاران، بهخصوص فوتبالیستها، مصاحبه میکند.
لامین یامال: من دنبال رکورد گلزنی نیستم و فقط یک هدف دارم!
"فقط 2 باشگاه میتوانند لامین یامال را بخرند"
"من لامین یامال را به این شرط میفروشم"
یادگیری رانندگی چطور پیش میرود؟ [با خنده]
خب سخت است چون مدتی است که تمرین نکردهام. یعنی از وقتی دبیرستان را ترک کردم. باید از آزمون شروع کنم و قدم به قدم پیش بروم. عجله ندارم اما دوست دارم زودتر حس آزادی رانندگی مستقل را تجربه کنم.
حدس میزنم اولین ماشین شما، ماشین پدر و مادرتان نباشد، مثل بسیاری از نوجوانان؟
امیدوارم که نباشد [با خنده]. امیدوارم ماشینی باشد که دوستانم هم دوست داشته باشند و بتوانند از آن لذت ببرند. نه لامبورگینی اما یک آئودی، مرسدس یا کوپرا هم برایم کافی است.
وقتی بازی میکنی، به اندازهای که از بیرون دیده میشود، لذت میبری؟
بله، قطعا. بازی کردن و لذت بردن در کنار همتیمی هایم بهترین لحظه روزم است. فکر میکنم مشخص باشد که در زمین چقدر خوشحالم و این خوشحالی در بازیام هم دیده میشود.
خودت را به عنوان یک بازیکن چطور توصیف میکنی؟
فکر میکنم کلمه شاد مناسب است. در نهایت فوتبال بازی میکنم تا مردم شاد باشند .
تو یک ورزشکار سرگرمکننده هستی یا یک آدم سرگرمکنندهای که در ورزش هم بسیار خوب است؟
فکر میکنم بیشتر یک ورزشکار سرگرمکننده هستم که هدفش شکستن همه رکوردها، زدن میلیونها گل یا انجام میلیونها دریبل نیست. میخواهم خوب بازی کنم و بچهها بخواهند از من الگو بگیرند.
قدرت تو در فوتبال چیست؟
فکر میکنم دوست دارم روز مردم را تغییر دهم. مثلا اگر کسی غمگین است و به دیدن بازی میآید، وقتی مرا میبیند، احساس بهتری پیدا کند و خوشحالتر به خانه برگردد.
پس فقط زدن گل یا پاس گل نیست، بلکه تغییر روحیه است؟
بله من هرگز آن آدمی نبودم که وقتی وارد زمین میشود، فکر کند «باید چهار گل بزنم و سه پاس گل بدهم». بلکه فکر میکنم «امروز میخواهم خوب بازی کنم و چیزی که دیروز یاد گرفتم را انجام دهم، همان کاری را بکنم که قبلاً در کوچه و محله میکردم تا مردم شاد باشند و اگر بتوانم گلهای زیادی بزنم که چه بهتر». اما فکر میکنم فوتبال فراتر از اینهاست.
وقتی توپ زیر پای توست و سه بازیکن حریف تو را محاصره کردهاند، چطور تصمیم میگیری؟
سعی میکنم اعتماد به نفس داشته باشم. حتی اگر سه بازیکن را ببینم، هرگز فکر نمیکنم که بتوانند توپ را از من بگیرند. البته گاهی این اتفاق میافتد اما همیشه سعی میکنم در برابرشان بایستم، چون این سبک من است. اگر هر بار که دو یا سه حریف را میبینم، توپ را پاس دهم، دیگر این بازیکن نبودم و کسی دیگه میشدم . سعی میکنم بهترین تصمیم را برای تیم بگیرم و در عین حال نمایش خوبی ارائه دهم.
ولی بیشتر شبیه غریزه تا استراتژی است!
بله، غریزه و اعتماد به نفس است.
رابطهات با توپ چطور بوده؟
از بچگی با توپ بزرگ شدم. فکر میکنم برای همه بچههایی که در محله یا شهری کوچک با منابع محدود متولد شدهاند، فوتبال همه چیز است. فوتبال یکی از ورزشهایی است که همه در آن برابر هستند. مهم نیست از خانواده ثروتمند یا فقیر باشی، روی زمین همه یکی هستید و میتوانید روابط و دوستیابی کنید. یک توپ و یک دروازه کافیست تا شور و هیجان زیادی ایجاد شود و این عشق است. اولین عشق زندگی من است و همیشه همین خواهد بود. دوستانم، پدر و مادرم، همه ما عاشق فوتبال هستیم. فوتبال برای من همه چیز است و همیشه با من خواهد بود.
گل مورد علاقهات کدام است؟
سه یا چهار تا دارم و اگر مجبور به انتخاب یکی از آنها شوم بدون شک گلم به فرانسه در یورو به خاطر زیبایی و اهمیت را انتخاب کنم. گل مقابل کلوب بروژ هم دوست داشتم.
آیا تا به حال بابت دریبل زدن بازیکن حریف احساس گناه کردهای؟
خب یادم میآید در تور پیشفصل، با یک تیم از کره جنوبی بازی کردیم. در چنین بازیهایی سعی میکنم ۱۰۰ درصدم را بگذارم و البته که حریف در سطح تیم ما نبود. گاهی از من میخواهند کمی آرامتر بازی کنم. نه اینکه احساس گناه کنم چون فوتبال بازی میکنیم اما سعی میکنم ریتمم را کمی کاهش دهم و بیشتر توپ را لمس کنم، چون او هم انسان است. چون مقابل من بازی میکند و بعد همه جا نشانش میدهند. پس گاهی شدت و سرعتم را کم میکنم. اما اگر یک بازی در لیگ قهرمانان باشد، هرگز این کار را نمیکنم..
تو یک نوجوانی اما گاهی حریفانت ۱۰ تا ۱۵ سال از تو بزرگترند و حتی بچه دارند و تو آنها را شکست میدهی...
بله فکر میکنم همینطوره... اگر من یک مدافع کناری بودم، دوست نداشتم بازیکنی که خیلی از من بهتر است، مرتب من را پشت سر بگذارد. میگفتم کمی آرامتر بازی کند، چون بعد دوستانم من را میم میکنند.
در ۱۵ سالگی برای بارسلونا بازی کردی. استرس داشتی؟
راستش را بخواهید وقتی وارد زمین شدم نه اما در زمان گرم کردن، وقتی نیوکمپ را دیدم و فهمیدم که قرار است وارد زمین شوم، لحظهای بود که ۱۵ سال در آرزویش بودم و میدیدم که حالا دارد اتفاق میافتد... بنابراین بله در آن لحظه استرس داشتم و کمی عصبی بودم اما از نوع خوبش. یک جور احساس سوزش در معده. ترکیبی از آدرنالین، عصبی بودن و هیجان.
آخرین باری که ترسیدی کی بود؟
وقتی از تعطیلات برمیگشتم و باید به خانه مادرم میرفتم.
باید بپرسم در تعطیلات چه کار کردی که از دیدن مادرت انقدر احساس نگرانی میکردی؟
به خاطر دوری طولانی از خانه بود. همین کافی است که مادرم چیزی به من بگوید [با خنده].
کدام استرسزاتر است: بازی برای بارسا یا بازی به عنوان یک بچه کوچک با بزرگترها در روکافوندا؟
بدون شک بازی در روکافوندا چون محلهای بود که هیچکس نمیدانست در زندگی چه خواهد کرد و در آینده قرار است چهکاره شود. پس برای لذت بازی میکردیم اما همه واقعاً میخواستیم فوتبالحرفهای شویم. هیچکس فکر نمیکرد موفق شود. شرایط خیلی سختتر بود و میدیدی پدر و مادرها چقدر کار میکنند، همیشه کنار تو نیستند و هیچ حس اطمینانی به آینده نداری.
حرفاش امیدوار کنندس
تیتر مارکا : یامال گفت در اسپانیا هیچ اطمینانی به آینده نداشتیم.او نظام پادشاهی را زیر سوال برد.چگونه یک یاغی اجازه پیدا میکند با نقد سیستم اجتماعی و اقتصادی ما پیراهن تیم ملی را برتن کند ؟
الچرینگو: یامال غیر مستقیم سیستم را نقد کرد ، او باید از تیم ملی اخراج شود ، وگرنه ثابت میشود نگریرا همه جا نفوذ دارد
سوزش ۳: یامال گفت از برگشتن به خانه ی والدین ش میترسد.او دچار کودک آزاری ست. طبق آمار کودکانی که توسط والدین اذیت میشوند فوتبال حرفه ایی کوتاهی دارن
اونجایی ک تو بازی میکنی یه عالمه آدم ب امید تو و امثال تو نشستن تا بازی رو براشون در بیاری
پس تنها چیزی ک میتونه تو رو موفق کنه موفقیت بارساست
بدرخش بدون ترس بدون استرس






