معرفی بازی عصاب خورد کنgetting over it (پارت۱)
زمان ارسال : پنجشنبه 28 فروردین 1399
این بازی،
بازی خیلی سختی است. از آن دست بازیهایی که یک اشتباه، عجله یا ندانم کاری با بیرحمی تمام لگد به تمام پیشرفتها و زحمتهای شما میزند و همه چیز را صفر میکند، اما این سختی به طرز عجیب و غریبی دوست داشتنی و حتی گاهی خندهدار است. اینکه به پودر شدن تمام دستاوردهایتان بخندید واقعا کار سختی است، اما بازی Getting Over It جو خاص خودش را دارد که شما را تشنه این میکند تا چالشهای قبلی را دوباره تکرار کنید و خودتان را به بخشهای کشفنشده نقشه برسانید. اینکه چرا و چطور این بازی میتواند شما را از خستهکننده شدن تکرارهای پرشمارش بازدارد، دلایل مختلفی دارد که در ادامه بازگو خواهیم کرد، اما اول از همه بگذارید نگاهی به کلیت بازی و گیمپلی آن بیندازیم.
در بازی Getting Over It که داستان مشخصی ندارد، شما باید به مردی که داخل یک دیگ گیر افتاده و تنها دارایی ارزشمندش یک کلنگ است، کمک کنید تا موانع پیشرویش را پشت سر بگذارد و به بالاترین نقطه روی زمین برسد. همانطور که گفتم بازی داستان مشخصی ندارد و به همین دلیل هم بازیکن از همان ابتدا، انتظار رویدادهای خاصی را در جریان گیمپلی ندارد. فقط شما هستید و موانع متعددی که باید پشتسرشان بگذارید. مکانیزمی که سازنده برای عبور از صخرهها و مناطق مختلف براش شما در نظر گرفته، بسیار ساده و خلاقانه کار شده است. فقط کافی است نوک کلنگتان را به یک جایی گیر بیندازید و سپس خودتان را به بالا پرتاب کنید. فیزیک مناسب و منطقی بازی، باعث میشود تا همین المان کنترلی ساده تا انتهای کار برای شما پاسخگو باشد. در حقیقت بازی از طریق افزودن المانها و قابلیتهایی جدید تنوعی به گیمپلی نمیدهد، اما راههای دیگری را برای این کار انتخاب کرده است که در نوع خود به اندازه کافی شما را نسبت به ادامه بازی امیدوارتر میکنند.
بازی خیلی سختی است. از آن دست بازیهایی که یک اشتباه، عجله یا ندانم کاری با بیرحمی تمام لگد به تمام پیشرفتها و زحمتهای شما میزند و همه چیز را صفر میکند، اما این سختی به طرز عجیب و غریبی دوست داشتنی و حتی گاهی خندهدار است. اینکه به پودر شدن تمام دستاوردهایتان بخندید واقعا کار سختی است، اما بازی Getting Over It جو خاص خودش را دارد که شما را تشنه این میکند تا چالشهای قبلی را دوباره تکرار کنید و خودتان را به بخشهای کشفنشده نقشه برسانید. اینکه چرا و چطور این بازی میتواند شما را از خستهکننده شدن تکرارهای پرشمارش بازدارد، دلایل مختلفی دارد که در ادامه بازگو خواهیم کرد، اما اول از همه بگذارید نگاهی به کلیت بازی و گیمپلی آن بیندازیم.
در بازی Getting Over It که داستان مشخصی ندارد، شما باید به مردی که داخل یک دیگ گیر افتاده و تنها دارایی ارزشمندش یک کلنگ است، کمک کنید تا موانع پیشرویش را پشت سر بگذارد و به بالاترین نقطه روی زمین برسد. همانطور که گفتم بازی داستان مشخصی ندارد و به همین دلیل هم بازیکن از همان ابتدا، انتظار رویدادهای خاصی را در جریان گیمپلی ندارد. فقط شما هستید و موانع متعددی که باید پشتسرشان بگذارید. مکانیزمی که سازنده برای عبور از صخرهها و مناطق مختلف براش شما در نظر گرفته، بسیار ساده و خلاقانه کار شده است. فقط کافی است نوک کلنگتان را به یک جایی گیر بیندازید و سپس خودتان را به بالا پرتاب کنید. فیزیک مناسب و منطقی بازی، باعث میشود تا همین المان کنترلی ساده تا انتهای کار برای شما پاسخگو باشد. در حقیقت بازی از طریق افزودن المانها و قابلیتهایی جدید تنوعی به گیمپلی نمیدهد، اما راههای دیگری را برای این کار انتخاب کرده است که در نوع خود به اندازه کافی شما را نسبت به ادامه بازی امیدوارتر میکنند.

