عجب!
بچه ها ریمیکس دارید که ویگن توش باشه؟ خیلییی ممنونننتون میشم اگه بفرستید
غم
@johan نه کلکسیونم کامل شد
سلام چطورید
خوبید همگی؟
حالا چی
بزنید روش
بزنید روش
بهتر شده ولی جای کار زیاد داره
چطور شد
سلام بچه ها این عکس رو من با چت جی پی تی ساختم اما نمیتونم چهره های خودم ک دوستم رو رو جایگزین کنم توش کار با هوش مصنوعی های دیگه ام بلد نیستم میشه این کارو برام انجام بدید؟ جبران میکنم
خدایی کمکم کنید
سلام بچه ها این عکس رو من با چت جی پی تی ساختم اما نمیتونم چهره های خودم ک دوستم رو رو جایگزین کنم توش کار با هوش مصنوعی های دیگه ام بلد نیستم میشه این کارو برام انجام بدید؟ جبران میکنم
سلام بچه ها
این عکس رو من با چت جی پی تی ساختم اما نمیتونم چهره های خودم ک دوستم رو رو جایگزین کنم توش
کار با هوش مصنوعی های دیگه ام بلد نیستم
میشه این کارو برام انجام بدید؟ جبران میکنم
این عکس رو من با چت جی پی تی ساختم اما نمیتونم چهره های خودم ک دوستم رو رو جایگزین کنم توش
کار با هوش مصنوعی های دیگه ام بلد نیستم
میشه این کارو برام انجام بدید؟ جبران میکنم
اسم بازی لطفا
کسی کانفینگ داره
@admin ببخشید پیوی رو نگاه میکنید ایا؟
سلام من میتونم درخواست برگردوندن اکانت خودمسدودی شده ام رو داشته باشم،؟نیاز فوری به یکی از توئیت هام دارم
https://biaupload.com/do.php?filename=org-93d73ff3c0d91.m4a
دوست داشتید گوش کنید خیلی قشنگ شده
دوست داشتید گوش کنید خیلی قشنگ شده
کیه این ؟
کلا همین دیشب واسه اولین بار اکانتش رو دیدم
کلا همین دیشب واسه اولین بار اکانتش رو دیدم
امشب رهام ب............گ........ا خواهد رفت اندکی صبر بگ...........ایی اصلی نزدیک است
بچه ها خواستم یاد آوری کنم شما فوق الاده اید فارغ ااز هر نتیجه ای که امروز به دست بیارید....
تموم شد بچها میتونید کامل بخونیدش راستش صحنه عجیبی بود
بچها دست میزدن و معلم سرس پایین بود و اشک میریخت منم نمیدونستم باید چیکار کنم بشینم سر جام یا وایسم همونجا.... کلا عجیب بود
بچها دست میزدن و معلم سرس پایین بود و اشک میریخت منم نمیدونستم باید چیکار کنم بشینم سر جام یا وایسم همونجا.... کلا عجیب بود
لالایی مادر... همان نغمه ی آهنگینی که آرامش بخش تر از هر صدایی بود. آنقدر یکهو بزرگ شدیم که یادمان رفت آخرین بار کی با آن زمزمه ی شیرین به خواب رفتیم کدام شب مادر برای آخرین بار چراغ را خاموش کرد و رفت؟ آن لالای فقط حرف نبود!وقتی شروع میشد انگار کلمات صف منظمی میبستند و یکی یکی از اعماق قلب مادر به بیرون هدایت میشدند. گاه،خستگی زیادی در صدای مادرم دیده میشد؛انقدر در طول روز مشغله داشت که زودتر از من خوابش میبرد.درگیر رویاهای کودکانه ام بودم که صدا قطع میشد ادامه ریپ






