رسمی: هری کین برنده توپ طلا 2026 شد!
بارسلونامنچسترسیتیرئال مادریدبایرن مونیخچلسیلیورپولپاری سن ژرمنآرسنالمنچستر یونایتد
داغ تــرین هاشایعات نقل و انتقالاتپیشخوان شخصی
خب من اومدم با یه توییت دیگه

#فیلم_با_میمر

#سکوت_بره_ها

#برای_شهاب

بعد از نقد و بررسی برادران لیلا یه فیلم درجه یک و رعب‌آور رو بررسی کنیم

«سکوت بره‌ها» با بازی سِر آنتونی هاپکینز از آن شاهکارهای رعب‌آور و استخوان‌بندی شده‌ای است که پس از ورود به اتمسفر سیاهش، هیچ راهی برای خروج از تاریکی‌های آن ندارید.

ریپ 👇🏻
اینم بلایکید
حمایت کنید ❤️
میمر سابق @arshiashahsavari84
یکشنبه 24 دی 1402
خب دیگه لایک برام مهم نیست این توییت حتی دو لایک هم بخوره به هیچ جام نیست فقط اون مغز آکبندت رو یکم به کار بگیر و یه چیزی حالیت بشه #برادران_لیلا #فیلم_با_میمر #برای_شهاب تازه‌ترین ساخته‌ی سعید روستایی، برادران لیلا، که در جشنواره‌ی فیلم کن حضور داشت، به‌تازگی در دسترس عمومی قرار گرفته است. سومین فیلم بلند روستایی باز هم اثری رئالیستی و اجتماعی است که بحث‌ها و نظرات گوناگونی را در فضای مجازی برانگیخته است. ریپ 👇🏻
قصه‌گویی The Silence of the Lambs در غالب دقایق به شکلی منطقی و تماما لایق تماشا شدن توسط مخاطب پیش می‌رود. اندک ضعف‌های فیلم در این بخش هم بیشتر از آن که نقطه‌ی ضعف باشند، حکم جایگاه‌هایی را دارند که می‌توانستند بهتر از چیزی که هستند نیز جلوه کنند. البته این موضوع، صرفا به بخش بسیار بسیار اندکی از نحوه‌ی ورود کلاریس به داستان اصلی مربوط می‌شود که از منظر منطق داستانی، مخاطب نمی‌تواند دقیقا دلیل انتخاب شدن او توسط جک کرافورد (اسکات گلن) یعنی همان مامور بلندمرتبه‌ی FBI را بفهمد.
این‌ها را به علاوه‌ی شخصیت‌پردازی دقیق و حساب‌شده‌ی کاراکتر اصلی فیلم یعنی کلاریس با بازی جودی فاستر کنید که در کنار بازیگری هنرمندانه‌ی او سبب هم‌ذات‌پنداری بسیار زیاد بیننده با وی شده، تا بفهمید چرا The Silence of the Lambs بدون حضور در ژانر ترسناک کاری می‌کند که بعضی وقت‌ها موقع تماشایش عرقی سرد را بر پیشانی‌تان احساس کنید.
چیزی که در تعلیق‌آفرینی فیلم هم بدون شک تاثیرگذار بوده و باعث شده که استرس‌ها و هیجانات موجود در داستان، حتی قدرتمندانه‌تر از چیزی که نصیب خود شخصیت‌ها شده، توسط شما احساس شود. فیلم، بدون هیچ ترس و واهمه‌ای بعضا اقدام به نمایش چیزهایی می‌کند که مخاطب شاید در لحظه علت دیده‌شدن آن‌ها در طول پیش‌روی ثانیه‌های اثر را نفهمد اما مثلا یک ساعت بعد، در نقطه‌ای دیگر و در سکانسی به خصوص، سبب موفقیت چند برابر کارگردان در خلق استرس برای مخاطبش می‌شود.
قصه‌ای که لابه‌لای دقایقش می‌توان محیط‌هایی تنگ و تاریک و بعضا تدوین‌هایی را پیدا کرد که خودشان به اندازه رازآلودترین داستان‌ها سرتان کلاه می‌گذارند. تدوین‌هایی که در ترکیب با قدرت روایت کارگردان اثر، برای مدتی نسبتا طولانی تصوری غلط را در ذهن‌تان ایجاد می‌کنند و سپس با تخریب کردن ناگهانی آن، احساس پرشده از ترس‌تان به سبب فهمیدن حقیقت را چندین و چند برابر می‌کنند.
اما اگر از بازیگران فیلم که تمامی‌شان در انجام کارهای محول‌شده به آن‌ها قابل قبول و کار راه‌انداز هستند و دو نفر از آن‌ها حکم مهم‌ترین مهره‌های فیلم برای تبدیل شدن به یک شاهکار را داشته‌اند بگذریم، نوبت به صحبت در رابطه با فضاسازی تاثیرگذار کارگردان در طول فیلم می‌رسد. Jonathan Demme، در «سکوت بره‌ها» با استفاده از تمام عناصری که در اختیار داشته دست به روایت قصه‌ای زده که به سبب سیاهی تمام‌ناشدنی آن نمی‌توان تماشایش را به هر کسی پیشنهاد کرد.
البته این وسط نباید فراموش کرد که یکی از دلایل عدم خدشه وارد شدن به روایت باورپذیر فیلم هم حضور کاراکتر قابل باوری همچون کلاریس استارلینگ در داستان و همان‌گونه که پیش‌تر نیز گفتم، اجرای فوق‌العاده‌ی جودی فاستر در نقش او بوده است. اجرایی که در تعاملات بی‌نظیرش با آنتونی هاپکینز در سکانس‌های رویارویی این دو نفر، حتی سبب تاثیرگذاری بیشتر و بیشتر بازی نقش‌آفرین بزرگی مانند Anthony Hopkins هم شده است.
افزون بر آن، حضور شخصیتی مانند لکتر در The Silence of the Lambs که اگر پس از تماشای فیلم، ریزبینانه به نکات شخصیت‌پردازی‌اش نگاه کنیم می‌فهمیم که از آن کاراکترهای داستانی و غیرواقعی است هم به سبب همین اجرای فوق‌العاده، بدون ضربه زدن به واقع‌گرایی ظاهری اثر سبب جذب مخاطبان شده است.
احساسی که نمی‌دانم به نحوه‌ی ایستادن هاپکینز، به نگاه‌های او یا به چیز دیگری مربوط می‌شد اما به کمک آن، خیلی راحت فهمیدم که این شخصیت، احتمالا دربردارنده‌ی بهترین اجرایی است که حداقل من تا به امروز از یک بازیگر در نقش یک آنتاگونیست بزرگ و شناخته‌شده دیده‌ام.
آنتونی هاپکینز، در نقش دکتر هانیبال لکتر، به قدری تکان‌دهنده و قدرتمندانه ظاهر می‌شود که برخلاف تمامی آنتاگونیست‌هایی که تا به امروز دیده‌ام، در اولین نمایی که کارگردان در آن وی را به تصویر کشید، پلیدی، سیاهی و پست‌فطرت بودن این کاراکتر را در عین وجود عمقی شگفت‌انگیز و عجیب در شخصیت او احساس کردم.
تصویری که واقع‌گرایی آن فقط محدود به خودش هم نیست و حتی به تنهایی، به واقع‌گرایانه جلوه کردن کل ثانیه‌های فیلم نیز کمک می‌کند. این در حالی است که در طرف دیگر ماجرا، ما سِر آنتونی هاپکینز را داریم که در طول فیلم سه کار بسیار مهم را به سر انجام می‌رساند؛ می‌درخشد، می‌درخشد و می‌درخشد.
اجرایی که در آن مطلقا نقصی نیست و حتی ساده‌ترین حرکت‌های بدن این بازیگر بزرگ نیز در فیلم، با دقت، ظرافت و توجهی بسیار زیاد به درون‌مایه‌های کاراکتر، انجام شده است. جودی فاستر، در فیلم دقیقا همان تصویری را روی پرده‌ی نقره‌ای می‌برد که اگر The Silence of the Lambs داستانی واقعی بود و آن را در روزنامه می‌خواندم، موقع رویارویی با قهرمان آن داستانِ واقعی انتظار تماشا کردنش را داشتم .
هرگز فکر نمی‌کردم که در ابتدای نقد یک شاهکار، به جای صحبت در رابطه با فضاسازی، فیلم‌برداری و کارگردانی اثر، به بازیگران آن اشاره کنم. اما بگذارید این‌جا همین کار را انجام دهم و بهتان بگویم که بهترین ویژگی اثر خارق‌العاده‌ای به نام «سکوت بره‌ها»، دو بازیگری هستند که اجرای نقش‌های اصلی آن را برعهده دارند. در وهله‌ی اول، با درخشش جودی فاستر بیست و هفت ساله در نقش کلاریس استارلینگ مواجه می‌شوید که از نو، اجرای باورپذیر و فرو رفتن در یک نقش و ارائه‌ی تصویری ماندگار در سینما را تعریف می‌کند.
داش خسته نباشی.واقعا تحلیل هات تا اینجا فوق العاده بوده💖💖💖
داداش عرشیا دستت درد نکنه قارداش ❤️
سید برا رپم کاور بدم ؟
مهمانکاربر مهمان@Guest
از اینکه بارسا نیوز را انتخاب کردید متشکریم. به نظر می‌رسد شما از یک مسدود کننده تبلیغات استفاده می‌کنید.
تبلیغات به ادامه فعالیت و ارائه خدمات باکیفیت و اخبار بروز کمک می‌کند.
لطفاً مسدود کننده تبلیغ را غیرفعال کنید و از اخبار بروز سایت لذت ببرید.
×برای انجام عملیات ابتدا باید وارد شوید.