#اشعار_معاصر
📝حتما ریپلای توییت رو چک کنید.
حاجیان رَخت چو از مکه برند
مدّتی در عقب سر نِگَرَند
تا به جایی که حرم در نظر است
چشم حُجاج به دنبال سر است
من هم از کوی تو گر بستم بار
باز با کوی تو دارم سر و کار
چشمِ دل سوی تو دارم شب و روز
چشم بر کوی تو دارم شب و روز
تو صنم قبله آمال منی
چون کنم صرف نظر ؟ مال منی
روی رخشنده تو قبله ماست
مَردُمِ دیده ما قبله نُماست
-ایرج میرزا
📝حتما ریپلای توییت رو چک کنید.
حاجیان رَخت چو از مکه برند
مدّتی در عقب سر نِگَرَند
تا به جایی که حرم در نظر است
چشم حُجاج به دنبال سر است
من هم از کوی تو گر بستم بار
باز با کوی تو دارم سر و کار
چشمِ دل سوی تو دارم شب و روز
چشم بر کوی تو دارم شب و روز
تو صنم قبله آمال منی
چون کنم صرف نظر ؟ مال منی
روی رخشنده تو قبله ماست
مَردُمِ دیده ما قبله نُماست
-ایرج میرزا
ادامه (۳)
دو تشبیه زیبا در این بیت نوشته شده است که روی معبود را به قبله نما تشبیه کرده است ... ومردم همان مردمک چشم منظور می باشد که تشبیه شده عقربه قبله نما را دارا می باشد.
دو تشبیه زیبا در این بیت نوشته شده است که روی معبود را به قبله نما تشبیه کرده است ... ومردم همان مردمک چشم منظور می باشد که تشبیه شده عقربه قبله نما را دارا می باشد.
(۳)
تو صنم قبله آمال منی
چون کنم صرف نظر مال منی !
روی رخشنده تو قبله ماست
مردم دیده ما قبله نماست
در این قسمت معنا بدین صورت است که
ای نگار و معبود من تو قبله آرزوی من هستی
و چگونه میتوانم چشم بر سوی تو ببندم چون که تو در بطن من وجود داری ...
و ای نگار و معشوق ما ،، روی درخشان و پاک تو قبله گاه عشاق است و مَردُمکِ چَشمِ ما که روی رخشنده تو را زیارت کرده است همیشه در جهت تو میچرخد
تو صنم قبله آمال منی
چون کنم صرف نظر مال منی !
روی رخشنده تو قبله ماست
مردم دیده ما قبله نماست
در این قسمت معنا بدین صورت است که
ای نگار و معبود من تو قبله آرزوی من هستی
و چگونه میتوانم چشم بر سوی تو ببندم چون که تو در بطن من وجود داری ...
و ای نگار و معشوق ما ،، روی درخشان و پاک تو قبله گاه عشاق است و مَردُمکِ چَشمِ ما که روی رخشنده تو را زیارت کرده است همیشه در جهت تو میچرخد
(۲)
من هم از کوی تو گر بستم بار
باز با کوی تو دارم سر و کار
چشم دل سوی تو دارم شب و روز
چشم بر کوی تو دارم شب و روز
و در بیت بعدی مفهوم بدین صورت می باشد که ،،، گر چه من از کوی (معشوق) کول بارم را بسته ام ،، اما باز ... و تا ابد با تو دارم سر و کار
و چشم و دل من شب و روز و ابدی به سوی کوی توست و نه به صورتی که فقط ظاهری و در همان لحظه باشد ....
من هم از کوی تو گر بستم بار
باز با کوی تو دارم سر و کار
چشم دل سوی تو دارم شب و روز
چشم بر کوی تو دارم شب و روز
و در بیت بعدی مفهوم بدین صورت می باشد که ،،، گر چه من از کوی (معشوق) کول بارم را بسته ام ،، اما باز ... و تا ابد با تو دارم سر و کار
و چشم و دل من شب و روز و ابدی به سوی کوی توست و نه به صورتی که فقط ظاهری و در همان لحظه باشد ....
(۱)
حاجیان رَخت چو از مکه برند مدّتی در عَقَبِ سر نِگَرَند
تا به جایی که حرم در نظر است چشم حُجاج به دنبال سر است
معنای کلی این مثنوی ایرج میرزا اینگونه است که زمانی که حاجیان در حال بازگشت از مکه هستند ، مدت و زمانی به پشت سرشان در حال نگاه کردن می باشند که منظور اینجا ، همان کعبه می باشد ... و تا جایی که چشم ، کعبه را در نظر دارد ، چشم حاجیان به دنبال آن کوی می باشد ...
حاجیان رَخت چو از مکه برند مدّتی در عَقَبِ سر نِگَرَند
تا به جایی که حرم در نظر است چشم حُجاج به دنبال سر است
معنای کلی این مثنوی ایرج میرزا اینگونه است که زمانی که حاجیان در حال بازگشت از مکه هستند ، مدت و زمانی به پشت سرشان در حال نگاه کردن می باشند که منظور اینجا ، همان کعبه می باشد ... و تا جایی که چشم ، کعبه را در نظر دارد ، چشم حاجیان به دنبال آن کوی می باشد ...


