ورس دو(رضی)
امشب حالم بده
شاید باید بمیرم
شاید باید فراموش کنم
حالم از ذهنم نمیره
چون بدترین حال دنیاست
وقتشه که با خودم خلوت کنم
وایستادم رو لبه پشت بوم
میریزه پایین قطره های اشکم
به ستاره های آسمون خیره میشم
فاصلم تا مرگ ۱ قدم
دیگه به زندگی امیدی ندارم
میوفتم یاد روزای خوبم
چه بمیرم؛ چه نمیرم
برام بعدش مهم نیست دیگه
ولی اون روزا گذشته
با خودم میگم
خداحافظ زندگی؛ درود به مرگ
امشب حالم بده
شاید باید بمیرم
شاید باید فراموش کنم
حالم از ذهنم نمیره
چون بدترین حال دنیاست
وقتشه که با خودم خلوت کنم
وایستادم رو لبه پشت بوم
میریزه پایین قطره های اشکم
به ستاره های آسمون خیره میشم
فاصلم تا مرگ ۱ قدم
دیگه به زندگی امیدی ندارم
میوفتم یاد روزای خوبم
چه بمیرم؛ چه نمیرم
برام بعدش مهم نیست دیگه
ولی اون روزا گذشته
با خودم میگم
خداحافظ زندگی؛ درود به مرگ


