صرفا جهت شوخی🤝
قزوین زلزله میاد یه پسر از پشت بام پرت میشه تو بغل یه قزوینیه .طرف میگه بابا دمشون گرم هنوز زلزله تموم نشده کمکهای مردمی رسید.
📌📌
یه روز یه کوسه میره لب ساحل همه رو میخوره به جز مازندرانیه، ازش میپرسن چرا مازندرانیه رو نخوردی؟ میگه پارسال یکیشونو خوردم دماغش هنوز سر گلومه.
📌📌
از بچه قمیه میپرسن بابات چیکارست روش نمیشده بگه آخونده میگه کمربند مشکی قرآن داره.
📌📌
افغانیه میره روانشناس ، دکتر میگه مشکلت چیه ، میگه همه منو نادیده میگیرن ، دکتر میگه خیلی خب نفر بعد.
ادامه👇
قزوین زلزله میاد یه پسر از پشت بام پرت میشه تو بغل یه قزوینیه .طرف میگه بابا دمشون گرم هنوز زلزله تموم نشده کمکهای مردمی رسید.
📌📌
یه روز یه کوسه میره لب ساحل همه رو میخوره به جز مازندرانیه، ازش میپرسن چرا مازندرانیه رو نخوردی؟ میگه پارسال یکیشونو خوردم دماغش هنوز سر گلومه.
📌📌
از بچه قمیه میپرسن بابات چیکارست روش نمیشده بگه آخونده میگه کمربند مشکی قرآن داره.
📌📌
افغانیه میره روانشناس ، دکتر میگه مشکلت چیه ، میگه همه منو نادیده میگیرن ، دکتر میگه خیلی خب نفر بعد.
ادامه👇
قزوینیه یه بچه خوشگل بلند میكنه، میبره خونه. خلاصه واسه اینكه مخ پسره رو بزنه، میره آلبوم خانوادگیشون رو میاره، شروع میكنن با هم تماشا كردن. قزوینیه واسه پسره تعریف میكرده كه: بالام جان، اینو كه میبینی، پسر خالمه من کردمش، مهندس شد این یكی رو كه میبینی، پسر داییمه، اینم من کردم، دكتر شد. خلاصه همین طور یكی یكی فامیل رو نشون پسره میداده و میگفته كه من کردمش و فلان كاره شد، یهو مادر قزوینیه از آشپزخونه داد میزنه: بالام جان، اگه میده بکن اگه نمیده بیخود فامیلو کونی نکن.


