تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی
تو شبای وحشت من
اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری برای من شده عادت
این شاهکار ادامش :
وقتی شب شب سفر بود
توی کوچه های وحشت
وقتی هر سایه کسی بود
واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه شب
تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست💔
بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی رو تنم مرهم کشیدی
برام از روشنی گفتی پرده شبو دریدی
ای چراغ مهربونی
تو شبای وحشت من
اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری برای من شده عادت
این شاهکار ادامش :
وقتی شب شب سفر بود
توی کوچه های وحشت
وقتی هر سایه کسی بود
واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه شب
تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست💔
بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی رو تنم مرهم کشیدی
برام از روشنی گفتی پرده شبو دریدی



