پله روز های آخری که توی بیمارستان بود، مرگش حتمی شده بود و فقط درد میکشید. دکترا فقط کاری میکردن که کمتر درد بکشه و آخر عمری رنج زیادی نداشته باشه
یعنی مرگ پله راحت شدن اون بود و هر چی بیشتر زنده میموند فقط بیشتر درد میکشید.
خب به دخترش حق بدین که ناراحتیش در طی زمان پخش شده باشه و موقع مرگ پدرش اونقدر ناراحت نباشه
یعنی مرگ پله راحت شدن اون بود و هر چی بیشتر زنده میموند فقط بیشتر درد میکشید.
خب به دخترش حق بدین که ناراحتیش در طی زمان پخش شده باشه و موقع مرگ پدرش اونقدر ناراحت نباشه

