#شب_شعر
هنوز میشه توو چشمات خیلی چیز ها رو تازه کرد
میشه با گرگر دست های تو خیلی کار ها کرد
میشه توو چشم های تو گم شد و مرد
میشه دریا رو به بغض تو سپرد
میشه با چشم تو رنگ ها رو شناخت
میشه بهترین ترانه ها رو ساخت
نگو دیره من از این فاصله ها بدجوری گریه ام میگیره
نگو دیره من از این بیخودی ها بدجوری گریم میگیره
آره گریه ام میگیره
میشه هر قصیده رو با چشم تو اندازه کرد
میشه توو چشم های تو قدیمی ها رو تازه کرد
همه کاشی کاری ها خرابه ها
همه ماشین دودی ها مثنوی ها
میشه فریاد زد و رفت تا ته دشت
میشه دریا شد و از خشکی گذشت
نگو دیره من از این فاصله ها بدجوری گریه ام میگیره
نگو دیره من از این بی خودی ها بدجوری گریه ام میگیره
آره گریه ام میگیره...💔
هنوز میشه توو چشمات خیلی چیز ها رو تازه کرد
میشه با گرگر دست های تو خیلی کار ها کرد
میشه توو چشم های تو گم شد و مرد
میشه دریا رو به بغض تو سپرد
میشه با چشم تو رنگ ها رو شناخت
میشه بهترین ترانه ها رو ساخت
نگو دیره من از این فاصله ها بدجوری گریه ام میگیره
نگو دیره من از این بیخودی ها بدجوری گریم میگیره
آره گریه ام میگیره
میشه هر قصیده رو با چشم تو اندازه کرد
میشه توو چشم های تو قدیمی ها رو تازه کرد
همه کاشی کاری ها خرابه ها
همه ماشین دودی ها مثنوی ها
میشه فریاد زد و رفت تا ته دشت
میشه دریا شد و از خشکی گذشت
نگو دیره من از این فاصله ها بدجوری گریه ام میگیره
نگو دیره من از این بی خودی ها بدجوری گریه ام میگیره
آره گریه ام میگیره...💔


