گردی از راهی نمی خیزد؛ سواران را چه شد؟
مرده اند از بیم یاران! نامداران را چه شد؟
جز صدای جغدها چیزی نمی آید به گوش،
قمریان آخر کجا رفتند؟ ساران را چه شد؟
از هجوم کرکسانِ شوم قلب من گرفت،
بلبلان قرقاولان کبکان هزاران را چه شد؟
دور تا دور من از دشمن سیاهی میزند،
دوستان ما کجا رفتند؟
یاران را چه شد؟
قمریان آخر کجا رفتند؟ ساران را چه شد؟
هر کجا سوز زمستان ست و تاراج خزان،
روح تابستان، عطر نوبهاران را چه شد؟
زیر سم لشکرِ ضحاک پشت من شکست،
کاوه ی لشکرشکن کو؟
شهسواران را چه شد؟
مرده اند از بیم یاران! نامداران را چه شد؟
جز صدای جغدها چیزی نمی آید به گوش،
قمریان آخر کجا رفتند؟ ساران را چه شد؟
از هجوم کرکسانِ شوم قلب من گرفت،
بلبلان قرقاولان کبکان هزاران را چه شد؟
دور تا دور من از دشمن سیاهی میزند،
دوستان ما کجا رفتند؟
یاران را چه شد؟
قمریان آخر کجا رفتند؟ ساران را چه شد؟
هر کجا سوز زمستان ست و تاراج خزان،
روح تابستان، عطر نوبهاران را چه شد؟
زیر سم لشکرِ ضحاک پشت من شکست،
کاوه ی لشکرشکن کو؟
شهسواران را چه شد؟

