#catalan
#فوتی_نیوز
دوستدختر جدید یامال، اینس گارسیا، درباره اینکه چطور با لامین آشنا شد:
من لامینو عادیترین شکل ممکن تو تاریخ شناختم.
کارتم تو یه مغازه کوچیک رد شد و من همونجا هول کرده بودم و خجالت میکشیدم، داشتم سعی میکردم از یه حساب دیگه پول منتقل کنم. بعد یه پسر رندومی که کنارم بود یواشکی خندید و گفت: “فکر کنم دیگه وقتشه من نجاتت بدم”
اون پول اسنکهامو حساب کرد و بیرون مغازه شروع کردیم حرف زدن. خیلی آروم، بامزه و عجیب فروتن بود. حتی یه بارم از فوتبال، بارسلونا یا معروف بودنش حرف نزد. من واقعاً فکر میکردم فقط یه پسر خوشگل و عادیه که ادب داره.
شماره رد و بدل کردیم و هر روز با هم حرف میزدیم. بعضی وقتا به خاطر “تمرین” غیبش میزد، ولی من هنوزم زیاد بهش شک نکرده بودم.
تا اینکه یه روز تیکتاکو باز کردم و نزدیک بود سکته کنم، چون همون پسری که از توی بشقابم چیپس برمیداشت، رو صفحه گوشیم بود با لباس بارسلونا و میلیونها بازدید
واقعاً زنگ زدم بهش و گفتم: “صبر کن… تو همون لامینی؟!😭
و اونم کل مدت داشت میخندید
(دم یامال گرم خدایی فکر نمیکردم اینجور آدمی باشه)
#فوتی_نیوز
دوستدختر جدید یامال، اینس گارسیا، درباره اینکه چطور با لامین آشنا شد:
من لامینو عادیترین شکل ممکن تو تاریخ شناختم.
کارتم تو یه مغازه کوچیک رد شد و من همونجا هول کرده بودم و خجالت میکشیدم، داشتم سعی میکردم از یه حساب دیگه پول منتقل کنم. بعد یه پسر رندومی که کنارم بود یواشکی خندید و گفت: “فکر کنم دیگه وقتشه من نجاتت بدم”
اون پول اسنکهامو حساب کرد و بیرون مغازه شروع کردیم حرف زدن. خیلی آروم، بامزه و عجیب فروتن بود. حتی یه بارم از فوتبال، بارسلونا یا معروف بودنش حرف نزد. من واقعاً فکر میکردم فقط یه پسر خوشگل و عادیه که ادب داره.
شماره رد و بدل کردیم و هر روز با هم حرف میزدیم. بعضی وقتا به خاطر “تمرین” غیبش میزد، ولی من هنوزم زیاد بهش شک نکرده بودم.
تا اینکه یه روز تیکتاکو باز کردم و نزدیک بود سکته کنم، چون همون پسری که از توی بشقابم چیپس برمیداشت، رو صفحه گوشیم بود با لباس بارسلونا و میلیونها بازدید
واقعاً زنگ زدم بهش و گفتم: “صبر کن… تو همون لامینی؟!😭
و اونم کل مدت داشت میخندید
(دم یامال گرم خدایی فکر نمیکردم اینجور آدمی باشه)

