بعد از کش و قوسهای فراوان در خصوص پرونده مهاجم نوک بارسلونا در نهایت با عدم همکاری باشگاه اتلتیکو در جذب الوارز بارسامهاجمی جذب نکرد( ژسوس یک گزینه بک اپ بود نه انتخاب اصلی ) البته بارسا در این بین فرصت جذب چندین مهاجم رو داشت از جمله استعداد و مهاجم ثابت شده اما با صلاح دید کادر فنی و مدیریتی پرونده مهاجم نوک را به ژانویه موکول کرد
در این هنگام مربی به شدت منعطف و تاکتیک بلد بارسلونا هانسی فلیک در بین گزینه های خط حمله به دنبال مطمئن و کاردربیارترین گزینه بود برای پوشش خلع مهاجم نوک که لازمه سبک مربی المانی است و به یار همیشگی خود رافینیا رسید
در این تحلیل میخوام بپردازیم که چرا اصلا بیشتر...
در این هنگام مربی به شدت منعطف و تاکتیک بلد بارسلونا هانسی فلیک در بین گزینه های خط حمله به دنبال مطمئن و کاردربیارترین گزینه بود برای پوشش خلع مهاجم نوک که لازمه سبک مربی المانی است و به یار همیشگی خود رافینیا رسید
در این تحلیل میخوام بپردازیم که چرا اصلا بیشتر...
رافینیا تحت هدایت فلیک تاثیرگذارترین مهره او بوده است با ۹۸ بازی و ۱۰۱ تاثیرگذاری در فصل اول با یک تغییر اگاهانه فلیک پست اورا تغییر داد تا از توانایی او به بهترین شکل استفاده کند رافینیا چپ پا در وینگر چپ یکی از بهترین عملکرد های تاریخ فوتبال رو به جا گذاشت و رکورد تاثیرگذاری رونالدو در یک فصل سی ال را شکست او در فصل اول فلیک مجموعه ۳۴ گل زد و ۲۲ پاسگل داد که ۲۱ تاثیرگذاری برای سی ال بود
اما عملکرد او جایی جالب میشود که به عنوان مهاجم نوک فلیک از او دراین پست کارایی میکشد او موفق به ثبت اماری شگفت حتی بالاتر از مسی و رونالدو میشود ۱۵ تاثیرگذاری در لالیگا و در مجموع ۱۷ تاثیرگذاری تنها در ۸ بازی
و اگر در این روزها بگویید راف حتی یکبار هم قبل این فصل در این پست بازی نکرده همه شگفت زده خواهند شد
رافینیا در این فصل به یک «شماره ۹ مدرن» تبدیل شده که ترکیبی از شهود گلزنی یک مهاجم کلاسیک و تحرک و پرس یک هافبک/وینگر است.
اما عملکرد او جایی جالب میشود که به عنوان مهاجم نوک فلیک از او دراین پست کارایی میکشد او موفق به ثبت اماری شگفت حتی بالاتر از مسی و رونالدو میشود ۱۵ تاثیرگذاری در لالیگا و در مجموع ۱۷ تاثیرگذاری تنها در ۸ بازی
و اگر در این روزها بگویید راف حتی یکبار هم قبل این فصل در این پست بازی نکرده همه شگفت زده خواهند شد
رافینیا در این فصل به یک «شماره ۹ مدرن» تبدیل شده که ترکیبی از شهود گلزنی یک مهاجم کلاسیک و تحرک و پرس یک هافبک/وینگر است.


