یک طنز از دوران کودکی اون موقع که کلاس نهم بودم ( الان دانشگاه می رم ) یه روز ورزش داشتیم با سرویس می بردنمون توی ورزشگاهی چون حیاط مدرسه کوچیک بود مدرسه هم هیئت امنایی بود بعد یه روز معلم ورزشمون نیامده بود معاونمون اومده بود به جاش بعد هر کی فحش می داد از زمین می انداختش بیرون دپ تا بچه ها دعواشون شد به هم فحش مادر دادند و خلاصه معاون رفت به مدیر گفت مدیرم ما را از کل سال ورزش محروم کرد و فرداش هم اردو داشتیم و گفت کنسله امتحان هم داشتیم خلاصه همه بچه رفتند گفتند ببخشید اما نشد که نشد 🤣🤣🤣


