رسمی: رودری به بارسلونا پیوست! +جزئیات
بارسلونامنچسترسیتیرئال مادریدبایرن مونیخچلسیلیورپولپاری سن ژرمنآرسنالمنچستر یونایتد
داغ تــرین هاشایعات نقل و انتقالاتپیشخوان شخصی
بر خیز که می‌رود زمستان

بگشای در سرایِ جانان

گر آمدنت به صبح باشد

روشن شود از تو آسمانان

«خیام°»🩵
#شعر
#خیام
چهره‌ی گل نسیم نــوروز خوش است

د ر سـنـبـلـه تــا بــاد صــبــا مــی‌آرد

یــا در چــمــن و بــاغ و بــقــا مــی‌آرد

از مــا بــرای نــگــار تــاجِ گــلــهــا

بــر ســر بــنــه کــز بــاغِ بــهــشــتــی

بــاغِ دگــر مــی‌آرد

«خیام°»🩵
#شعر
#خیام
این کوزه چو من عاشق زاری بودست
چشم گره زلف نگاری بودست
این دسته که بر گردن او میبینی
دستیست که بر گردن یاری بودست
#خیام
این قافله عمر عجب می‌گذرد، دریاب دمی که با طرب می‌گذرد.
#خیام
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و شیر آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی چگونه گور بهرام گرفت
#خیام
#رباعی
پ.ن:جزو معدود شعر های فارسی که داخلش از آرایه عکس استفاده شده
یک قطرهٔ آب بود با دریا شد
یک ذرهٔ خاک با زمین یکتا شد
آمد شدن تو اندر این عالم چیست
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد

#خیام
دوست دارم نظر شما رو هم بدونم

در این رباعی خیام خیلی واضح داره میگه انسان هیچی نیست!
دریا به اون بزرگیش تو یه قطره ابه
زمین به این وسعت اندازه یه گرد خاکه
(یادتون نره خیام یه منجم بوده)
انسان تو این دنیا و جهان بزرگ "هیچی" نیست
منظور از مگس کوچیک بودنه
در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
یک ساغر می دهد مرا بر لب کشت
هر چند به نزد عامه این باشد زشت
سگ به ز من است اگر برم نام بهشت

#خیام
واضحه شعر نیاز به توضیح نداره
چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ
پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ
می نوش که بعد از من و تو ماه بسی
از سَلخ به غٌرّه آید از غره به سلخ

#خیام
چه شاد و کامروا باشی و چه اندوهگین و ناکام، قطعاً فرصت زندگیی که به تو داده شده پایان خواهد یافت. پس تمام تلاش خود را بکار گیر تا شادمان زندگی کنی و اندوه و افسوس بیهوده نخوری؛ چرا که روزگار بدون من و تو هم سالیان سال ادامه خواهد یافت.
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه اوفکندش اندر کم و کاست
گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود
ور نیک نیامد این صور عیب که راست

#خیام
نکته اینجاست که این رباعی عدل دستگاه آفرینش را مورد سوال قرار می دهد.
برای چه خداوند این جهانِ هستی را با سرشت های گوناگون و متضاد و پر از عیب و ایراد آفرید؟ اگر جهان هستی تمام و کمال است پس نابودی و مرگ به چه دلیل وجود دارد؟ و اگر این جهان ناقص و معیوب است، مقصر این همه بی عدالتی و درد و رنج چه کسی می تواند باشد؟
در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی:
حُکمی که قضا بُوَد ز من می‌دانی؟
در گردشِ خود اگر مرا دست بُدی،
خود را برهاندمی ز سر گردانی.

#خیام
مردم باستان این اعتقاد را داشتند که سرنوشت آدمی از روی موقعیت ستارگان قابل پیش بینی است. حتی بعضی ها با مشاهده موقعیت ستارگان به پیشگویی می پرداختند. خیام در این رباعی این اعتقاد خرافی را نفی می کتد.
خیام همواره به وضوح تمام اعتقاد های خرافی و دینی را نفی کرده و به این اعتقادات طعنه زده است.
قابل توجه خرافه پرستای مدرن که سنگ کائنات رو به سینه میزنن
یک‌چند به کودکی به استاد شدیم؛
یک‌چند ز استادی خود شاد شدیم؛
پایان سخن شنو که مارا چه رسید:
چو آب برآمدیم و چون باد شدیم!

#خیام
از روز اول تا آخر در حال یادگیری بودیم یک روز به ما یاد دادند و یک رو داشتیم یاد می دادیم ..
در آخر .. از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم می تونه
همزمان دو معنی :
1 بر باد رفتیم و بیهوده شدیم
2 از خاک به روح تبدیل شدیم
بستگی به شما داره شما به نظرتون بعد از زندگی بر باد می ره همه چیز یا بعد از زندگی به چیزی بیشتر و جایی بالاتر خواهید رسید؟
چون نیست زِ هرچه هست جُز باد به دست،
چون هست زِ هرچه هست نُقصان و شکست،
انگار که هست، هرچه در عالَم نیست،
پندار که نیست، هرچه در عالَم هست.

#خیام
درود بر همه ی پارسی دوستان.
این رباعی به نظر من خیلی رمز آلوده چندروزی هست دارم بهش فکر میکنم و هربار به یک معنی تازه برمیخورم. فکر میکنم مصرع اول بیت اول با مصرع دوم بیت دوم جفت میشه و مصرع دوم بیت اول با مصرع اول بیت دوم.
عالم اگر ازبهرِ تو می‌آرایند،
مَگْرای بدان که عاقلان نگرایند؛
بسیار چو تو روند و بسیار آیند.
بربای نصیبِ خویش کِتْ بربایند

#خیام
خیام ب تدبیر من میگوید که اگر چه که در چشم تو خدا (دانا) را بسیار می آرایند و اولویت و دین میگمارند، تو باور نکن که اهل خرد باور نمیکنند.
شانست رو از دست نده که یکی دیگه ازش بهره میگیره (به حق)
خیام خدا رو نه فقط اینجا بلکه پیوسته زیر سوال میبره
من که نظرم به کاشف دقیق ترین تقویم جهان نزدیک تره.
مرغی دیدم نشسته بر بارهٔ توس،
در چنگ گرفته کلّهٔ کیکاوس،
با کلّه همی‌گفت که: افسوس، افسوس!
کو بانگ جَرَس‌ها و کجا نالهٔ کوس؟

#خیام
خیام خاطره خودش را تعریف می کند. مرغی را دیدم که بر بارگاه توس نشسته بود. در مقابل آن سر کیکاووس بود. مرغ با سر کیکاووس سخن می گفت. از جمله گفتگوهای مرغ این بود که افسوس افسوس عمر گذشت و از آن بهره نبردید.
این سخن خیام نیز اعتراض است به بازی نقد و نسیه. مردم به امید فردای بهتر امروزشان را از دست می دهند. برای لذت آینده، لذت حال را از کف می دهند.
نیکی و بدی که در نهادِ بشر است،
شادی و غمی که در قضا و قدر است،
با چرخ مکن حواله کاندر رَهِ عقل،
چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.

#خیام

رباعی این مرد بزرگ به ما می گوید که مسئول این غم ها و شادی های زندگی ، و نیز خوب و بد بودنِ نوع را آسمان ها و افلاک ندانیم (بدین معنی که مبادا تصور کنید که تعمّد و قصدی در کار بوده و بنا بر خرافات، آسمان ها و ستارگان تقادیر ما را رقم زده اند)؛ چرا که افلاک عقل و به تبعش اختیاری از خود ندارند -که چنین کنند- و کاری از دستشان بر نمی آید
ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم،
وین یک‌دمِ عمر را غنیمت شمریم؛
فردا که ازین دیْر کُهَن درگذریم؛
با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم

#خیام
ای دوست، بیا نگرانِ فردا و فرداها نباشیم، غم و غصه ها را کنار گذاشته و با بودن در زمانِ حال، قدردانِ لحظاتِ زندگی خود باشیم. مطمئن باش زمانی که بمیریم، هیچ تفاوتی بین ما که الان مرده ایم و کسانی که سالیان بسیار دور مرده اند و هیچ نام و نشانی از آنها نیست، وجود نخواهد داشت.
چون چرخ به کام یک خردمند نگشت،
خواهی تو فلک هفت شِمُر، خواهی هشت،
چون باید مُرد و آرزوها همه هِشْت،
چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت.

#خیام
به نطر من این شعر اوج پیام ازادگی برای انسان ها است و آن اینکه همه ما به طریقی خواهیم مرد پس اولا نگران این نباشیم که چگونه خواهیم مرد مهم این است که با معنی و هدف متعالی و انسانی زندگی کنیم.
ایّامِ زمانه از کسی دارد ننگ،
کاو در غمِ ایّام نشیند دلتنگ؛
می خور تو در آبگینه با نالهٔ چنگ،
ز آن پیش که آبگینه آید بر سنگ

#خیام
در این رباعی دو مرتبه از کلمه آبگینه استفاده شده است ، یک مرتبه آبگینه معنای واقعی خود که ظرفی است را دارد ، آبگینه بعدی همان شیشه عمر است که اجل آن را بر سر سنگ میکوبد پس باید از دقایق زندگی خوب استفاده کنیم در مقابل ناملایمات زندگی صبور باشیم و سعی کنیم غم و غصه را به خود راه ندهیم
هنگام سپیده‌دم خروس سحری،
دانی که چرا همی‌کند نوحه‌گری؟
یعنی که: نمودند در آیینهٔ صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بیخبری!

#خیام
آیا می دانی چرا خروس هنگامِ سحر شروع به آواز خوانی می کند؟ در واقع این آواز، آه و ناله ای است سوزناک از بی خبری و نا آگاهی ما از آنچه که هر روز در حال از دست دادن آن هستیم. صبح همچون آیینه ای است که به وضوح گذرِ شبی از عُمرمان را نشان می دهد و این در حالیست که ما اصلا متوجه نیستیم که این شبی که گذشت بخشی از عمر کوتاه ما بود که دیگر بر نخواهد گشت!
گر آمدنم به من بُدی، نامَدَمی.
ور نیز شدن به من بدی، کی شدمی؟
بِهْ زان نَبُدی که اندرین دیْرِ خراب،
نه آمدمی، نه شدمی، نه بُدَمی.

#خیام
معنی بشدت مشهود است

خیام میگوید :
مصرع اول : اگر آمدن من به این جهان به اراده خود من بود ، به این جهان نمی آمدم

مصرع دوم : اگر هم میگویید من چنین اراده کرده ام ( جواب دین به این داستان ، که شما خودتون قبول کرده اید به این جهان آمده اید ) ، پس کی شد این اصلا

کلا بیت دوم : بهتر این بود که که اصلا در این جهان نه بودیم ، نه می آمدیم ...
مهمانکاربر مهمان@Guest
از اینکه بارسا نیوز را انتخاب کردید متشکریم. به نظر می‌رسد شما از یک مسدود کننده تبلیغات استفاده می‌کنید.
تبلیغات به ادامه فعالیت و ارائه خدمات باکیفیت و اخبار بروز کمک می‌کند.
لطفاً مسدود کننده تبلیغ را غیرفعال کنید و از اخبار بروز سایت لذت ببرید.
×برای انجام عملیات ابتدا باید وارد شوید.