آقا حکیم اومده و فهمید ماله سمرقنده اون کنیز و عاشق یک زرگره و به این خاطر بیمار شده
به شاه گفت و شاه با طمع ثروت اون زرگرو کشوند به دربار
شه فرستاد آن طرف یک دو رسول
حاذقان و کافیان بس. عدول
به شاه گفت و شاه با طمع ثروت اون زرگرو کشوند به دربار
شه فرستاد آن طرف یک دو رسول
حاذقان و کافیان بس. عدول


