پایان قرعه‌کشی لیگ قهرمان؛ رقیبان بارسلونا مشخص شدند!
بارسلونامنچسترسیتیرئال مادریدبایرن مونیخچلسیلیورپولپاری سن ژرمنآرسنالمنچستر یونایتد
داغ تــرین هاشایعات نقل و انتقالاتپیشخوان شخصی
#حکایت
#مولوی
خب
در این توییت داستان شاه و کنیزک رو به قلم خودم به نثر و چند بیت هم شعر تعریف میکنم از روی خود مثنوی معنوی
امیدوارم خوشتون بیاد
بنظر خودم قشنگ ترین داستان مثنوی هست
و اینجوری شاه به کنیزک رسید و تمام شد
خلاصه ماجرا چندتا مفهوم داشت این داستان
یکی اینه که هر سختی رو رد کنی یک سختی دیگه هم جلوت هست
یکی اینکه زیبایی و رعنایی ممکنه سرت رو به باد بده
یکی اینکه عشق همیشگی و پایدار نیست(برعکس خیلی دیگر از آثار ادبیات ایران و جهان)
اون مرد زرگر مرد و کنیز همون ته عشقش هم از بین رفت
زان که عشق مردگان پایدار نیست
زان که مُرده سوی ما آینده نیست
زرگر نالید و‌گفت قامت رعنا من چهره زیبای من باعث نابودی ام شد مثل طاووسی که پر او موجب نابودی اش است یا آهویی که بخاطر عطرش شکار می‌شود
گفت:((من آن آهوم کز ناف من
ریخت آن صیاد خون صاف من
شاه زرگر را به دربار کشاند و زرگر بخاطر مال و منال از زن و بچه هایش زد و به دربار آمد اما شاه به او شربتی داد و او ضعیف و رنجور شد و دختر نتوانست او را تحمل کند و از او جدا شد
چون ز رنجوری.جمال او نماند
جان دختر در وبال او نماند
آقا حکیم اومده و فهمید ماله سمرقنده اون کنیز و عاشق یک زرگره و به این خاطر بیمار شده
به شاه گفت و شاه با طمع ثروت اون زرگرو کشوند به دربار
شه فرستاد آن طرف یک دو رسول
حاذقان و کافیان بس. عدول
پا به رهنه رفت داخل محراب مسجد شروع کرد به گریه کردن و از خدا کمک خواستن و چون آدم خوبی بود یکی به خوابش اومد و‌گفت فردا فرستاده نزد تو می‌فرستیم بهش اعتماد کن
چون که آید او حکیم‌حاذق است
صادقش دان کاو امین و صادق است
شاه طبیبان و حکیمان رو جمع میکنه و بهشون میگه جون من و این کنیزک در دست شماست(نشان دهنده عشق زیاد)
و مال خیلی زیادی خواهید گرفت اگر درمانش کنید
هرکه درمان کرد مر جان مرا
برد گنج و در و مرجان مرا
اما شاه دید طغیان نتونستن کاری کنن
ادامش ۱۰ دقیقه دیگه
آقا خلاصه اینه که یک شاهی بوده که پر مال و‌منال و همچنین آدم خوب و با خدایی بوده
این یک‌کنیز رو میبینه و یک دل نه صددل عاشقش میشه و میخرش اما تا میاد خوشبخت بشه کنیز به شدت مریض میشه و حالش فاجعه بده
یک بیت پندی هم داره که میگه
آن یکی خر داشت و پالانش نبود
یافت پالان گرگ خر را در ربود
یعنی هرچی سگدو بزنی یک مشکل رو حل کنی یک مشکل دیگه جلو راحت سبز میشه
فقط داستان کنیزک مولانا 🗿🗿🗿
محتوایتان فاخر بود
لطفاً تکرار کنید
مهمانکاربر مهمان@Guest
از اینکه بارسا نیوز را انتخاب کردید متشکریم. به نظر می‌رسد شما از یک مسدود کننده تبلیغات استفاده می‌کنید.
تبلیغات به ادامه فعالیت و ارائه خدمات باکیفیت و اخبار بروز کمک می‌کند.
لطفاً مسدود کننده تبلیغ را غیرفعال کنید و از اخبار بروز سایت لذت ببرید.
×برای انجام عملیات ابتدا باید وارد شوید.