شاه زرگر را به دربار کشاند و زرگر بخاطر مال و منال از زن و بچه هایش زد و به دربار آمد اما شاه به او شربتی داد و او ضعیف و رنجور شد و دختر نتوانست او را تحمل کند و از او جدا شد
چون ز رنجوری.جمال او نماند
جان دختر در وبال او نماند
چون ز رنجوری.جمال او نماند
جان دختر در وبال او نماند


