طرف نشسته بود تو کَشتی، میخواست چشم ناخدا رو دربیاره.
(برگرفته از ضرب المثلی ترکی)
(برگرفته از ضرب المثلی ترکی)
یه ناخدا کاربلد از جهت وزش باد راه پیدا میکنه نیازی به چشم نداره!
(برگرفته از ضرب المثلی تریاکی)
(برگرفته از ضرب المثلی تریاکی)
احتمالا ناخدا داشته میرفته تو صخره
طرف خواسته جون خودش رو نجات بده با رهایی از ناخدا
طرف خواسته جون خودش رو نجات بده با رهایی از ناخدا
مخصوص اونایی که میخوان سعیدو مسدود کنن
بنظرم آذربایجان
طرف نشسته بود پشت گوشی از این و اون شعر مینوشت
بذار کشتی رو سوراخ کنم شاید ناخدا مُرد و نجات پیدا کردم. 😔
حالا فتحه رو نمیزاشتی بازم میفهمیدیم
با خودتونید؟😔
احساس میکنم دارید راجب خودتون صحبت میکنید.😂
واکنش صائب تبریزی :, دیگه ما رو دوست نداری؟ مارو دور ننداز😭😭😭😭
اصلا قبول ندارم




