مسئله اینجاست که عمدتا میدونیم درد ها ، ترسها، نگرانیها و اضطراب هامون از کجا و چه چیزی نشأت میگیرن. اما هیچ راه حلی برای مقابله باهاشون پیدا نمیکنیم.
اونجاست که درد و رنج مثل خوره به جونمون میافتن و در انزوا چنان روحمون رو میخورن کم کم دیگه با خودمون هم غریبه میشیم.
اما افسوس هنگامی که رنج بطور کامل روح مارو خورد و اندوه در تمام وجودمون ریشه کرد، فکر میکنیم که قویتر شدیم و با رنج ها کنار اومدیم.
اونجاست که درد و رنج مثل خوره به جونمون میافتن و در انزوا چنان روحمون رو میخورن کم کم دیگه با خودمون هم غریبه میشیم.
اما افسوس هنگامی که رنج بطور کامل روح مارو خورد و اندوه در تمام وجودمون ریشه کرد، فکر میکنیم که قویتر شدیم و با رنج ها کنار اومدیم.

