#معرفی_کتاب
درود بر همهٔ عزیزان. امشب میخوام یکی از نخستین کتابهایی که خود خواندهام رو براتون معرفی کنم.
کتاب بیابان تاتارها از دینو بوتزاتی به ترجمهٔ استاد سروش حبیبی از نشر ماهی (باقی ترجمهها در برابر این ترجمه حرفی برای گفتن ندارن؛ زین گزیر اگر تونستید این ترجمه رو تهیه کنید).
میشه گفت که این کتاب، آینهای تماما برهنه از تفکرات و خلاقیات بوتزاتی هست که درسال ۱۹۴۰ به رشتهٔ تحریر درآورده.
برخی هم این کتاب رو برگرفته از رمان قصر فرانتس کافکا میدونن اما خود بوتزاتی بر این موضوع اتفاقنظر نداشته.
از این کتاب یک فیلم هم در سال ۱۹۷۶ ساخته شده به کارگردانی والریو روزلینی ایتالیایی. خودم ندیدیمش اما نظرات عمدتا دربارهٔ این فیلم مثبتاند.
در شرح زیر هم خلاصهای از داستان آورده شده:
داستان، سربازی به نام جیووانی دروگو را دنبال میکند که خانه را به خاطر انجام مأموریتی در دژی کوهی بر روی مرز تاتار ترک میکند. ذهن دروگوی جوان، پر از رویاهایی دربارهی افتخارآفرینیها و پیروزیهای نظامی است؛ اما زمانی که به آنجا میرسد، با قلعه ای رو به ویرانی روبهرو میشود که به منظور مقابله با دشمنی ساخته شده که برای نسلهاست اثری از آن دیده نشدهاست. ساکنین این قلعهی نظامی، وقت خود را با بازی و جروبحث میگذرانند و در مواقع استراحت، به بیابان خیره میشوند و قصههایی دربارهی سرابها و چیزهای عجیب و غریبی که دیدهاند، رد و بدل میکنند. با گذشت زمان، قلعه اهمیت خود را از دست میدهد و بلندپروازیهای جیووانی نیز شروع به محو شدن میکند تا روزی که نیروهای دشمن در این بیابان متروک، گرد هم میایند و آمادهی نبرد میشوند.
درود بر همهٔ عزیزان. امشب میخوام یکی از نخستین کتابهایی که خود خواندهام رو براتون معرفی کنم.
کتاب بیابان تاتارها از دینو بوتزاتی به ترجمهٔ استاد سروش حبیبی از نشر ماهی (باقی ترجمهها در برابر این ترجمه حرفی برای گفتن ندارن؛ زین گزیر اگر تونستید این ترجمه رو تهیه کنید).
میشه گفت که این کتاب، آینهای تماما برهنه از تفکرات و خلاقیات بوتزاتی هست که درسال ۱۹۴۰ به رشتهٔ تحریر درآورده.
برخی هم این کتاب رو برگرفته از رمان قصر فرانتس کافکا میدونن اما خود بوتزاتی بر این موضوع اتفاقنظر نداشته.
از این کتاب یک فیلم هم در سال ۱۹۷۶ ساخته شده به کارگردانی والریو روزلینی ایتالیایی. خودم ندیدیمش اما نظرات عمدتا دربارهٔ این فیلم مثبتاند.
در شرح زیر هم خلاصهای از داستان آورده شده:
داستان، سربازی به نام جیووانی دروگو را دنبال میکند که خانه را به خاطر انجام مأموریتی در دژی کوهی بر روی مرز تاتار ترک میکند. ذهن دروگوی جوان، پر از رویاهایی دربارهی افتخارآفرینیها و پیروزیهای نظامی است؛ اما زمانی که به آنجا میرسد، با قلعه ای رو به ویرانی روبهرو میشود که به منظور مقابله با دشمنی ساخته شده که برای نسلهاست اثری از آن دیده نشدهاست. ساکنین این قلعهی نظامی، وقت خود را با بازی و جروبحث میگذرانند و در مواقع استراحت، به بیابان خیره میشوند و قصههایی دربارهی سرابها و چیزهای عجیب و غریبی که دیدهاند، رد و بدل میکنند. با گذشت زمان، قلعه اهمیت خود را از دست میدهد و بلندپروازیهای جیووانی نیز شروع به محو شدن میکند تا روزی که نیروهای دشمن در این بیابان متروک، گرد هم میایند و آمادهی نبرد میشوند.


