صدای گریهی مادرش را از پشت در میشنید. خواهرش گرِت سعی میکرد او را آرام کند. گرگور، با چشمانی خیس، به سقف اتاق خیره شد و فکر کرد که فردا، شاید همهچیز مثل قبل شود. شاید این فقط یک کابوس بود...
از اینکه بارسا نیوز را انتخاب کردید متشکریم. به نظر میرسد شما از یک مسدود کننده تبلیغات استفاده میکنید. تبلیغات به ادامه فعالیت و ارائه خدمات باکیفیت و اخبار بروز کمک میکند. لطفاً مسدود کننده تبلیغ را غیرفعال کنید و از اخبار بروز سایت لذت ببرید.
×برای انجام عملیات ابتدا باید وارد شوید.ورودثبت نام