#نمک
#جدی
#قابل_تأمل
در روز عید قربان در نیوزیلند پس نماز جماعت امام جمعه داشت برای حاضران در مسجد درمورد اسلام حرف میزد. ناگهان مردی سفیدپوست با چاقو وارد شد و فریاد زد: «اینجا چه کسی مسلمان است؟» کسی جرئت پاسخ دادن نداشت. همه با ترس به او نگاه میکردند که یکدفعه پیرمردی با ریش سفید و بلند با صدایی بلند گفت : «من مسلمانم» . پسر سفیدپوست او را با خود برد. بعد از چند دقیقه پیاده روی به طویلهای رسیدند. در آن طویله صد گوسفند قرار داشتند...
ادامه در ریپ
#جدی
#قابل_تأمل
در روز عید قربان در نیوزیلند پس نماز جماعت امام جمعه داشت برای حاضران در مسجد درمورد اسلام حرف میزد. ناگهان مردی سفیدپوست با چاقو وارد شد و فریاد زد: «اینجا چه کسی مسلمان است؟» کسی جرئت پاسخ دادن نداشت. همه با ترس به او نگاه میکردند که یکدفعه پیرمردی با ریش سفید و بلند با صدایی بلند گفت : «من مسلمانم» . پسر سفیدپوست او را با خود برد. بعد از چند دقیقه پیاده روی به طویلهای رسیدند. در آن طویله صد گوسفند قرار داشتند...
ادامه در ریپ

