#حکایت_زندگی
راننده گفت:
اين چراغ لعنتی چقدر دير سبز ميشه
در همین زمان
دخترك گل فروش به دوستش گفت:
سارا بيا الان سبز ميشه؛
سارا نگاهی به چراغ انداخت و گفت:
اه اين چراغ چرا اينقدر زود سبز ميشه، نميذاره دو زار كاسبی كنيم
و این حکایت زندگی ماست که غرق شدن در سیلی زمانه را به علت سختی درد هایش نمی خواهیم ، فرسنگ ها آن طرف تر در بخش دیگری از همین دنیا کودکی برگشته از .......
راننده گفت:
اين چراغ لعنتی چقدر دير سبز ميشه
در همین زمان
دخترك گل فروش به دوستش گفت:
سارا بيا الان سبز ميشه؛
سارا نگاهی به چراغ انداخت و گفت:
اه اين چراغ چرا اينقدر زود سبز ميشه، نميذاره دو زار كاسبی كنيم
و این حکایت زندگی ماست که غرق شدن در سیلی زمانه را به علت سختی درد هایش نمی خواهیم ، فرسنگ ها آن طرف تر در بخش دیگری از همین دنیا کودکی برگشته از .......
دل مسیر جنون آمیز سرطان لبخند می زند ، اشک ها و لبخند ها در هم آمیخته دنیا را هر چقدر در آغوش گرفتی و پس زدی ، تصویر آیینه وجود ثروتی از بی نهایت های خودت را می سازد ، فیلتری در کار نیست جز نپذیرفتن این تصویر .
عالی بود کیف کردم👍


