«سورهٔ مسی»
۱. وَفِی بَرسَلونَةَ أَشرَقَ نَجمٌ،
فَکانَ المَیدانُ لَهُ مَوطِنًا، وَالفَنُّ لَهُ لُغَةً.
۲. وَإِذا مَسَّ الکُرَةَ،
مَرَّ بَینَ الرِّجالِ کَالنُّورِ، وَسَجَّلَ مِنَ الأَهدافِ ما حَفِظَهُ الزَّمانُ.
۳. فَکَم مِن هَدَفٍ فِی شَبَکَةِ رِئالٍ،
وَکَم مِن لَیلَةٍ أَصبَحَت لِعُشّاقِ بَرسَلونَةَ عِیدًا!
۴. وَقَامَ أَمامَهُ رُونالدو،
فَکانَتِ المُباراةُ مُباراةَ العَظماءِ،
وَکُلُّ هَدَفٍ فِیها قِصَّةٌ.
۵. وَقالَ المَیدانُ:
هٰذانِ نَجمَانِ، فَأَیُّهُما أَشرَقُ؟
فَأَجابَ التّاریخُ: دَعوا الأَقدامَ تَتَکَلَّم!
۶. وَکَم مِن مَرَّةٍ هَزَّ الشِّباکَ،
وَرَفَعَ یَدَیهِ، وَکانَتِ المُدَرَّجاتُ تَهتَفُ بِاسمِهِ.
۷. وَإِذا ذُکِرَ بَرسَلونَةُ،
فَاذکُروا قَمیصَها، وَکَأسَها، وَمَیدانَها،
وَاذکُروا ذلِکَ الفَتى الَّذی کَتَبَ عَلَى عُشبِها قَصائِدَهُ.
۸. فَبِأَیِّ لَیلَةٍ مِن لَیالی الفَوزِ تُکَذِّبان؟
وَبِأَیِّ هَدَفٍ مِن أَهدافِ مِسیٍّ تَختَلِفان؟
۹. سَلامٌ عَلَى بَرسَلونَةَ،
مَهدِ الفَنِّ وَذِکرَى الأَبطال،
وَسَلامٌ عَلَى کُلِّ مَن جَعَلَ مِنَ الکُرَةِ شِعرًا.
۱۰. وَإِذا انقَضَى الزَّمانُ وَسَکَتَتِ المُدَرَّجاتُ،
بَقِیَتِ القِصَّةُ:
مِسیٌّ، وَبَرسَلونَةُ، وَکُرَةٌ کَتَبَتْ عَلَیها الأَیّامُ أَجملَ الحِکایات.
ترجمهٔ فارسی:
۱. در بارسلونا ستارهای طلوع کرد؛
میدان خانهٔ او شد و هنر زبان او.
۲. هنگامی که توپ را لمس میکرد،
چون نور از میان بازیکنان میگذشت و گلهایی میزد که تاریخ آنها را به یاد سپرد.
۳. چه بسیار گلهایی که وارد دروازهٔ رئال مادرید شد،
و چه بسیار شبهایی که برای هواداران بارسلونا به جشن و عید تبدیل شد!
۴. و رونالدو در برابر او ایستاد؛
و مسابقه، نبرد بزرگان شد؛
و هر گل در آن، داستانی بود.
۵. و میدان گفت:
«این دو، دو ستارهاند؛ کدامیک درخشانتر است؟»
و تاریخ پاسخ داد:
«بگذارید پاها سخن بگویند!»
۶. چه بسیار بارها که مسی تور دروازه را به لرزه درآورد
دستهایش را بالا برد،
و سکوها با نام او به فریاد درآمدند.
۱. وَفِی بَرسَلونَةَ أَشرَقَ نَجمٌ،
فَکانَ المَیدانُ لَهُ مَوطِنًا، وَالفَنُّ لَهُ لُغَةً.
۲. وَإِذا مَسَّ الکُرَةَ،
مَرَّ بَینَ الرِّجالِ کَالنُّورِ، وَسَجَّلَ مِنَ الأَهدافِ ما حَفِظَهُ الزَّمانُ.
۳. فَکَم مِن هَدَفٍ فِی شَبَکَةِ رِئالٍ،
وَکَم مِن لَیلَةٍ أَصبَحَت لِعُشّاقِ بَرسَلونَةَ عِیدًا!
۴. وَقَامَ أَمامَهُ رُونالدو،
فَکانَتِ المُباراةُ مُباراةَ العَظماءِ،
وَکُلُّ هَدَفٍ فِیها قِصَّةٌ.
۵. وَقالَ المَیدانُ:
هٰذانِ نَجمَانِ، فَأَیُّهُما أَشرَقُ؟
فَأَجابَ التّاریخُ: دَعوا الأَقدامَ تَتَکَلَّم!
۶. وَکَم مِن مَرَّةٍ هَزَّ الشِّباکَ،
وَرَفَعَ یَدَیهِ، وَکانَتِ المُدَرَّجاتُ تَهتَفُ بِاسمِهِ.
۷. وَإِذا ذُکِرَ بَرسَلونَةُ،
فَاذکُروا قَمیصَها، وَکَأسَها، وَمَیدانَها،
وَاذکُروا ذلِکَ الفَتى الَّذی کَتَبَ عَلَى عُشبِها قَصائِدَهُ.
۸. فَبِأَیِّ لَیلَةٍ مِن لَیالی الفَوزِ تُکَذِّبان؟
وَبِأَیِّ هَدَفٍ مِن أَهدافِ مِسیٍّ تَختَلِفان؟
۹. سَلامٌ عَلَى بَرسَلونَةَ،
مَهدِ الفَنِّ وَذِکرَى الأَبطال،
وَسَلامٌ عَلَى کُلِّ مَن جَعَلَ مِنَ الکُرَةِ شِعرًا.
۱۰. وَإِذا انقَضَى الزَّمانُ وَسَکَتَتِ المُدَرَّجاتُ،
بَقِیَتِ القِصَّةُ:
مِسیٌّ، وَبَرسَلونَةُ، وَکُرَةٌ کَتَبَتْ عَلَیها الأَیّامُ أَجملَ الحِکایات.
ترجمهٔ فارسی:
۱. در بارسلونا ستارهای طلوع کرد؛
میدان خانهٔ او شد و هنر زبان او.
۲. هنگامی که توپ را لمس میکرد،
چون نور از میان بازیکنان میگذشت و گلهایی میزد که تاریخ آنها را به یاد سپرد.
۳. چه بسیار گلهایی که وارد دروازهٔ رئال مادرید شد،
و چه بسیار شبهایی که برای هواداران بارسلونا به جشن و عید تبدیل شد!
۴. و رونالدو در برابر او ایستاد؛
و مسابقه، نبرد بزرگان شد؛
و هر گل در آن، داستانی بود.
۵. و میدان گفت:
«این دو، دو ستارهاند؛ کدامیک درخشانتر است؟»
و تاریخ پاسخ داد:
«بگذارید پاها سخن بگویند!»
۶. چه بسیار بارها که مسی تور دروازه را به لرزه درآورد
دستهایش را بالا برد،
و سکوها با نام او به فریاد درآمدند.
نشون خدا بده تا به قرآن اضافش کنه

