اشعار حافظ در مورد مسی
به میدان آمد آن یار و جهان از نو تماشا شد
ز یک گردش، دلِ عشّاقِ عالم مست و شیدا شد
به پایش توپ چون جامِ میِ حافظ به رقص آمد
و از هر گوشهٔ میدان، غزلخوانی هویدا شد
رُخِ رئال از هجومِ او چو برگِ خزان لرزید
در آن شب نامِ بارسا بر لبِ هر عاشق ما شد
رونالدو گرچه خورشیدیست در افلاکِ نامآور
ولی خورشیدِ مسی آمد، شبِ میدان سحرها شد
نه با شمشیر و نه با زور، جهان را فتح کرد آخر
که با یک لمسِ جادویی، دلِ صد شهر شیدا شد
بگو ای ساقیِ میدان، قدح را پر کن از شادی
که امشب بارسلونا را نصیبِ جامِ رؤیا شد
به میدان آمد آن یار و جهان از نو تماشا شد
ز یک گردش، دلِ عشّاقِ عالم مست و شیدا شد
به پایش توپ چون جامِ میِ حافظ به رقص آمد
و از هر گوشهٔ میدان، غزلخوانی هویدا شد
رُخِ رئال از هجومِ او چو برگِ خزان لرزید
در آن شب نامِ بارسا بر لبِ هر عاشق ما شد
رونالدو گرچه خورشیدیست در افلاکِ نامآور
ولی خورشیدِ مسی آمد، شبِ میدان سحرها شد
نه با شمشیر و نه با زور، جهان را فتح کرد آخر
که با یک لمسِ جادویی، دلِ صد شهر شیدا شد
بگو ای ساقیِ میدان، قدح را پر کن از شادی
که امشب بارسلونا را نصیبِ جامِ رؤیا شد
«سورهٔ مسی»
۱. وَفِی بَرسَلونَةَ أَشرَقَ نَجمٌ،
فَکانَ المَیدانُ لَهُ مَوطِنًا، وَالفَنُّ لَهُ لُغَةً.
۲. وَإِذا مَسَّ الکُرَةَ،
مَرَّ بَینَ الرِّجالِ کَالنُّورِ، وَسَجَّلَ مِنَ الأَهدافِ ما حَفِظَهُ الزَّمانُ.
۳. فَکَم مِن هَدَفٍ فِی شَبَکَةِ رِئالٍ،
وَکَم مِن لَیلَةٍ أَصبَحَت لِعُشّاقِ بَرسَلونَةَ عِیدًا!
۴. وَقَامَ أَمامَهُ رُونالدو،
فَکانَتِ المُباراةُ مُباراةَ العَظماءِ،
وَکُلُّ هَدَفٍ فِیها قِصَّةٌ.
۵. وَقالَ المَیدانُ:
هٰذانِ نَجمَانِ، فَأَیُّهُما أَشرَقُ؟
فَأَجابَ التّاریخُ: دَعوا الأَقدامَ تَتَکَلَّم!
۶. وَکَم مِن مَرَّةٍ هَزَّ الشِّباکَ،
وَرَفَعَ یَدَیهِ، وَکانَتِ بیشتر...
۱. وَفِی بَرسَلونَةَ أَشرَقَ نَجمٌ،
فَکانَ المَیدانُ لَهُ مَوطِنًا، وَالفَنُّ لَهُ لُغَةً.
۲. وَإِذا مَسَّ الکُرَةَ،
مَرَّ بَینَ الرِّجالِ کَالنُّورِ، وَسَجَّلَ مِنَ الأَهدافِ ما حَفِظَهُ الزَّمانُ.
۳. فَکَم مِن هَدَفٍ فِی شَبَکَةِ رِئالٍ،
وَکَم مِن لَیلَةٍ أَصبَحَت لِعُشّاقِ بَرسَلونَةَ عِیدًا!
۴. وَقَامَ أَمامَهُ رُونالدو،
فَکانَتِ المُباراةُ مُباراةَ العَظماءِ،
وَکُلُّ هَدَفٍ فِیها قِصَّةٌ.
۵. وَقالَ المَیدانُ:
هٰذانِ نَجمَانِ، فَأَیُّهُما أَشرَقُ؟
فَأَجابَ التّاریخُ: دَعوا الأَقدامَ تَتَکَلَّم!
۶. وَکَم مِن مَرَّةٍ هَزَّ الشِّباکَ،
وَرَفَعَ یَدَیهِ، وَکانَتِ بیشتر...


