داستان غروب جمعه پارت ۲:
داستان پیوسته هست قسمت ۱ رو هم بخونید
کارآگاه ایمان وارد اداره آگاهی میشه
کمیسر نقی معمولی میگه:چند وقته همو ندیدیم کارآگاه
ایمان میگه:حتما موضوع مهمی پیش اومده که از من کمک گرفتید وگرنه کارآگاه های مبتدی مثل شرلوک هلمز زیادن
نقی داستان رو تعریف میکنه:مهمترین آدم شهر دزدیده شده روسپی بزرگ مبینا خاتون بدون اون مرد های شهر اعتصاب میکنن
کارآگاه ایمان پرونده رو میپذیره
کارآگاه حرکت میکنه
از نفرات زیادی بازجویی میکنه او از ۱۱۰۵ نفر از مردان شهر که قبلا مبینا رو کردن بازجویی میکنه ولی به نتیجه نمیرسه
او حرکت میکنه که یهو ماشینی آشنا میاد ماشین نسل طلایی بیشتر...
داستان پیوسته هست قسمت ۱ رو هم بخونید
کارآگاه ایمان وارد اداره آگاهی میشه
کمیسر نقی معمولی میگه:چند وقته همو ندیدیم کارآگاه
ایمان میگه:حتما موضوع مهمی پیش اومده که از من کمک گرفتید وگرنه کارآگاه های مبتدی مثل شرلوک هلمز زیادن
نقی داستان رو تعریف میکنه:مهمترین آدم شهر دزدیده شده روسپی بزرگ مبینا خاتون بدون اون مرد های شهر اعتصاب میکنن
کارآگاه ایمان پرونده رو میپذیره
کارآگاه حرکت میکنه
از نفرات زیادی بازجویی میکنه او از ۱۱۰۵ نفر از مردان شهر که قبلا مبینا رو کردن بازجویی میکنه ولی به نتیجه نمیرسه
او حرکت میکنه که یهو ماشینی آشنا میاد ماشین نسل طلایی بیشتر...

