در پاسخ به @saeid
امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
گویی به خواب شیرین ، فرهاد رفته باشد...
گویی به خواب شیرین ، فرهاد رفته باشد...
به بیستون قدم آهسته تر بنه ترسم
که پارههای دل کوهکن فرو ریزد
#حزین_لاهیجی
من با همین غزل امشب صدای تیشه، عاشق حزین شدم.
خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا
صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد
که پارههای دل کوهکن فرو ریزد
#حزین_لاهیجی
من با همین غزل امشب صدای تیشه، عاشق حزین شدم.
خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا
صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد
غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد
گفتم افسانه ای شیرین و به خوابش کردم
#فرخی_یزدی
بله.غزل خیلی قشنگیه.
آه از دمی که تنها،با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد...
گفتم افسانه ای شیرین و به خوابش کردم
#فرخی_یزدی
بله.غزل خیلی قشنگیه.
آه از دمی که تنها،با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد...

