خسته از عالم طهلیلم و از فرگوسنان
ای خدا، حیف هوا، آب و به اینان، دو-سه نان
جای یک بچه رئالی درِ این سایت چو نیست
گم شوید آی (آقای) اصالت، با همه ک.شرتان
#دلنوشته
ای خدا، حیف هوا، آب و به اینان، دو-سه نان
جای یک بچه رئالی درِ این سایت چو نیست
گم شوید آی (آقای) اصالت، با همه ک.شرتان
#دلنوشته
خب خداحافظی منو زودتر از موعد داشته باشید چون نمیدونم کی میاد میزنه و میره ولی خب... 🤦♂️
واقعا حرفی ندارم واسه این وضعیت چون اصلا قرار نبود مسیر زندگیم اینوری بشه، ریل زندگی همه ما باید یک چیز دیگه میبود و یک چیز دیگه شد
،
قرار نبود توی دوره راهنمایی من از سیاست سر در بیارم، از ترامپ، نتانیاهو، سلسله پهلوی و حکومت الان، جمهوری اسلامی.
واقعا تا دیروز بعد ظهر از بازی بارسا خبر نداشتم، منی که چهار چیه چهارصد چشمی فوتبال میدیدم نباید حالا به جای اینکه واسم سوال باشه ژاوی اسپارت کیه به این فکر کنم که اگر نیروگاه رامینو زدن چی میشه؟
من نباید الان بمب افکن هارو میشناختم احتمالا باید واسه بیشتر...
واقعا حرفی ندارم واسه این وضعیت چون اصلا قرار نبود مسیر زندگیم اینوری بشه، ریل زندگی همه ما باید یک چیز دیگه میبود و یک چیز دیگه شد
،
قرار نبود توی دوره راهنمایی من از سیاست سر در بیارم، از ترامپ، نتانیاهو، سلسله پهلوی و حکومت الان، جمهوری اسلامی.
واقعا تا دیروز بعد ظهر از بازی بارسا خبر نداشتم، منی که چهار چیه چهارصد چشمی فوتبال میدیدم نباید حالا به جای اینکه واسم سوال باشه ژاوی اسپارت کیه به این فکر کنم که اگر نیروگاه رامینو زدن چی میشه؟
من نباید الان بمب افکن هارو میشناختم احتمالا باید واسه بیشتر...
هیچ خریدی به اندازه کوتینیو من رو خوشحال و امیدوار نکرده بود،
حتی تصور هم بازی شدنش با مسی خودش یه رویا بود ...
اما چی شد که کوتینیو به اون روز افتاد؟
ستاره ای که همه اون رو با لبخند همیشگیش میشناختن بعد نیم فصل اولی که تقریبا عالی گذروند، توو فصل ۲۰۱۸/۱۹ تبدیل به وینگر افسرده ای شد که فقط پاس به عقب دادن بلد بود!
هر بار هم که تصویر جدیدی ازش میبینم یا خبری ازش میشنوم انگار یه بغضی گلوم رو میگیره و حسرت میخورم.
جادوگر کوچولویی که در لیورپول اوج گرفت و در بارسا برای همیشه سقوط کرد💔
#دلنوشته
حتی تصور هم بازی شدنش با مسی خودش یه رویا بود ...
اما چی شد که کوتینیو به اون روز افتاد؟
ستاره ای که همه اون رو با لبخند همیشگیش میشناختن بعد نیم فصل اولی که تقریبا عالی گذروند، توو فصل ۲۰۱۸/۱۹ تبدیل به وینگر افسرده ای شد که فقط پاس به عقب دادن بلد بود!
هر بار هم که تصویر جدیدی ازش میبینم یا خبری ازش میشنوم انگار یه بغضی گلوم رو میگیره و حسرت میخورم.
جادوگر کوچولویی که در لیورپول اوج گرفت و در بارسا برای همیشه سقوط کرد💔
#دلنوشته
چرا بر عشق توهین کرده، خود «عاشق» بپندارم
که عارف بر وجودت هستم و جان در بدن دارم
دلا افسوس بیش از یک سری جان نی توانم داد
و بر قربانی ات گشتن بسی جان من بدهکارم
#دلنوشته
که عارف بر وجودت هستم و جان در بدن دارم
دلا افسوس بیش از یک سری جان نی توانم داد
و بر قربانی ات گشتن بسی جان من بدهکارم
#دلنوشته
آمده ام دلبر من تا که بگویم سلام
لیک نباشد بر سطح تو تراز کلام
در همه عالم بگرفته ز زمین تا به عرش
یکه مثالی چو تو پیدا نشود هیچ بَرْش
من، تن خاکیِ زِ جای قدمت رانده ام
گر تو نباشی به خور و خواب خودم مانده ام
مهرِ تو چون کس بتواند که نشانم دهد؟
کو چونِ تو بر همه حالت به ندایم رِسَد؟
تلخی هر برهه عمرم، که کناری رود
جز به شکر بودن تو از چه شِرینِ میشود؟
قد و قواره، سر و هیکل، تن برنا پسر
کی شده این چون به جز از دست طلایت به سر
جز به دعای تو کجا راه درستی روم
جز به «فدای سر» تو کی بشود گم غمم؟
صدر مهم ها بر من، مادر دلسوز من
باعث هر چیز که دارد منِ امروز من
اندر بیشتر...
لیک نباشد بر سطح تو تراز کلام
در همه عالم بگرفته ز زمین تا به عرش
یکه مثالی چو تو پیدا نشود هیچ بَرْش
من، تن خاکیِ زِ جای قدمت رانده ام
گر تو نباشی به خور و خواب خودم مانده ام
مهرِ تو چون کس بتواند که نشانم دهد؟
کو چونِ تو بر همه حالت به ندایم رِسَد؟
تلخی هر برهه عمرم، که کناری رود
جز به شکر بودن تو از چه شِرینِ میشود؟
قد و قواره، سر و هیکل، تن برنا پسر
کی شده این چون به جز از دست طلایت به سر
جز به دعای تو کجا راه درستی روم
جز به «فدای سر» تو کی بشود گم غمم؟
صدر مهم ها بر من، مادر دلسوز من
باعث هر چیز که دارد منِ امروز من
اندر بیشتر...
خدایا خلق خود را گر بخوای تا قیامت حَی
بکن دور از من ایشان که دگر من تاب نی دارم
دمی از این کنون گر بگذرد با این خلایق من
چونِ فرمانده نازی جانشان در کوره میذارم
#دلنوشته
بکن دور از من ایشان که دگر من تاب نی دارم
دمی از این کنون گر بگذرد با این خلایق من
چونِ فرمانده نازی جانشان در کوره میذارم
#دلنوشته
در هوای تو ادامه بدهم زیستنم
در تو من در پی پیدا شدن خویشتنم
شرک، بخشد بر من قطع و یقین خالق من
که «تو» کردم همه معبود و بَرِ خویش صنم
#دلنوشته
در تو من در پی پیدا شدن خویشتنم
شرک، بخشد بر من قطع و یقین خالق من
که «تو» کردم همه معبود و بَرِ خویش صنم
#دلنوشته
لیاقت کی کجا دارم کنی لَختی نگاهم تو؟
چرا باید بخواهم ناز آن دستان گرمت را؟
به کُنجی آیم و عُزلَت گُزینم، تو بدان هستم
غنیمت میشمارم من همین رفتار سردت را
#دلنوشته
چرا باید بخواهم ناز آن دستان گرمت را؟
به کُنجی آیم و عُزلَت گُزینم، تو بدان هستم
غنیمت میشمارم من همین رفتار سردت را
#دلنوشته
بدادم من ز کف جان و نگاهت هم نشد سویم
بگو گر بودنم حس میشود، آری چه میبینی
دلی عاشق، لبی خندان و مجنونی برت یا که
مرا در یک طرف سوی بدان با "نیچه" میبینی
پس از هر حرف من پوچِ نگاهم میکنی خیرات؟
نگو کذبی؛ مرا تو کی به جز بازیچه میبینی؟ :)
#دلنوشته
بگو گر بودنم حس میشود، آری چه میبینی
دلی عاشق، لبی خندان و مجنونی برت یا که
مرا در یک طرف سوی بدان با "نیچه" میبینی
پس از هر حرف من پوچِ نگاهم میکنی خیرات؟
نگو کذبی؛ مرا تو کی به جز بازیچه میبینی؟ :)
#دلنوشته
دانم که به او وصل و رسیدن چه محال است
هر چیز و به جز داشتنش، آه، حلال است
منطق ز سر عجز، بگوید که «رها کن»
این قلب ولی، «بر طرفش جان تو فدا کن»
خواهم که بگویم «برو ای دوست، مرنجان
در دل تو نه شه بلکه شدی شخص قفس بان»
تا اوج بخواهد بِگِرَد مرغک این دل
آید به تو که «بی تو کجا من بشوم ول»
دست از سر ما کش، بکن عاشق کس دیگر
ما را شده اشک، آه و بد حال، که زیور
خواهم ز تو خواهم که من آزاد کنی دوست
قلبم نه ولی راه دهد، درد چو از اوست
این پاره زبانم به دلم نامه نوشته
«دل کن تو ز او، بی خرد پاک سرشته»
«کشتی خودت و او و همه دورت و اطراف
عرض دل خود سوی سخن کن، تن بیشتر...
هر چیز و به جز داشتنش، آه، حلال است
منطق ز سر عجز، بگوید که «رها کن»
این قلب ولی، «بر طرفش جان تو فدا کن»
خواهم که بگویم «برو ای دوست، مرنجان
در دل تو نه شه بلکه شدی شخص قفس بان»
تا اوج بخواهد بِگِرَد مرغک این دل
آید به تو که «بی تو کجا من بشوم ول»
دست از سر ما کش، بکن عاشق کس دیگر
ما را شده اشک، آه و بد حال، که زیور
خواهم ز تو خواهم که من آزاد کنی دوست
قلبم نه ولی راه دهد، درد چو از اوست
این پاره زبانم به دلم نامه نوشته
«دل کن تو ز او، بی خرد پاک سرشته»
«کشتی خودت و او و همه دورت و اطراف
عرض دل خود سوی سخن کن، تن بیشتر...
با لبی چون لب زر ساز عسل مانندت
کی توانم که کنم فکر و تحلیل، روان؟
تلخی چای به روحیه ی من خوش ناید
جرئه ای نوش تو اول، بکنش شهد روان
#دلنوشته
کی توانم که کنم فکر و تحلیل، روان؟
تلخی چای به روحیه ی من خوش ناید
جرئه ای نوش تو اول، بکنش شهد روان
#دلنوشته
از یک نظری یازده و یک نظری سِزده
تو تکمله ی هر دو ره و، بر عَدُوی غالب
حاشا به رهی جز ره تو سویْ گزینم من
شاه سِصَدُسِزدَه، ای یابن ابی طالب
#دلنوشته
میلاد با سعادت حضرت مهدی (عج) رو خدمت همه دوستداران ایشان تبریک عرض میکنم ❤️
تو تکمله ی هر دو ره و، بر عَدُوی غالب
حاشا به رهی جز ره تو سویْ گزینم من
شاه سِصَدُسِزدَه، ای یابن ابی طالب
#دلنوشته
میلاد با سعادت حضرت مهدی (عج) رو خدمت همه دوستداران ایشان تبریک عرض میکنم ❤️
مس نشد ناگه طلا و سوخت چندی سالیان
تا که دانش صاحبان بر جادُوِ کیمی رسند
لای و کربن از بر سختیِ بسیاری، بشد
سنگ الماسی که جان ها در پی کسبش دِهند
چند ده سعی و خطا پنهانِ پشت یک اثر
یک نتیجه بینی از ده ها که نقاشان کِشند
پس تو گر خواهی شوی خالص، شوی یکتا و تک
چشم بر هرگونه کاهل مسلکی، جانا ببند
#دلنوشته
تا که دانش صاحبان بر جادُوِ کیمی رسند
لای و کربن از بر سختیِ بسیاری، بشد
سنگ الماسی که جان ها در پی کسبش دِهند
چند ده سعی و خطا پنهانِ پشت یک اثر
یک نتیجه بینی از ده ها که نقاشان کِشند
پس تو گر خواهی شوی خالص، شوی یکتا و تک
چشم بر هرگونه کاهل مسلکی، جانا ببند
#دلنوشته
برای دلبری کردن تو خامی گر زبان خواهی
و دلدارت اگر آید، سخن از آن دهان خوانی
که قلب و دل اگر عاشق شوی بر سان یک بلبل
چنان دل میبرد تا پس کنی تو که گمان خوابی
#دلنوشته
و دلدارت اگر آید، سخن از آن دهان خوانی
که قلب و دل اگر عاشق شوی بر سان یک بلبل
چنان دل میبرد تا پس کنی تو که گمان خوابی
#دلنوشته
جانا که به طوفان غم تویی تک پناه من
تو، ای یگانه فرشته ی شمع راه من
کو شخص تواند شود به ما چون تو ای عزیز
کو دلبری خوب و خوش کند، بعد ماه من
#دلنوشته
تو، ای یگانه فرشته ی شمع راه من
کو شخص تواند شود به ما چون تو ای عزیز
کو دلبری خوب و خوش کند، بعد ماه من
#دلنوشته
در پاسخ به @saeid
هر موقع که خسته میشم، چه از کار چه از زندگی، به خودم یادآوری میکنم که هنوزم کسایی هستن که به من نیاز دارن، من رو دوست دارن ... و این باعث میشه لبخند بزنم و دوباره و دوباره تلاش کنم برای آینده و مسیری که رو به رومه.
#دلنوشته
#دلنوشته
هر راه که پیموده تو ای سبز بگشتست
شیرازه جوهر به قلم هرز بگشتست
غمگینم و بر قلب و دلم مانده همی درد
کین فاصلهمان از بر چه مرز بگشتست
(مفهوم مصراع دوم: شیرازه قلمی که با آن برایت مینوشتم از فرط نوشتن های مکرر از هم پاشیده است.)
#دلنوشته
شیرازه جوهر به قلم هرز بگشتست
غمگینم و بر قلب و دلم مانده همی درد
کین فاصلهمان از بر چه مرز بگشتست
(مفهوم مصراع دوم: شیرازه قلمی که با آن برایت مینوشتم از فرط نوشتن های مکرر از هم پاشیده است.)
#دلنوشته






