ای کاش نت وصل بود و تا صبح برات میو میو میکردم
#دلنوشته
#دلنوشته
با حضورت جام و بادِهْ نیز رقصان میشود
گیسُوِ آرَسته ی اشجار، و افشان میشود
تو به خود واقف نِهْ ای، بگذار تا من گویمت
ماه با اسمت چو خورشیدی درخشان میشود
#دلنوشته
گیسُوِ آرَسته ی اشجار، و افشان میشود
تو به خود واقف نِهْ ای، بگذار تا من گویمت
ماه با اسمت چو خورشیدی درخشان میشود
#دلنوشته
در پاسخ به @nah1899
با حضورت جام و بادِهْ نیز رقصان میشود
گیسُوِ آرَسته ی اشجار، و افشان میشود
تو به خود واقف نِهْ ای، بگذار تا من گویمت
ماه با اسمت چو خورشیدی درخشان میشود
#دلنوشته
گیسُوِ آرَسته ی اشجار، و افشان میشود
تو به خود واقف نِهْ ای، بگذار تا من گویمت
ماه با اسمت چو خورشیدی درخشان میشود
#دلنوشته
به حضورت همه دم من به خودم بالیدم
گرچه در نزد خودت از بدی ات نالیدم
همه شب من به خوشی پیش تو چون خوابیدم
خواب خوش، بر منِ فرهاد، شِرین نامیدم
#دلنوشته
گرچه در نزد خودت از بدی ات نالیدم
همه شب من به خوشی پیش تو چون خوابیدم
خواب خوش، بر منِ فرهاد، شِرین نامیدم
#دلنوشته
کس چو من بر عشق خود پاپیچ دیدی تو؟
لحظه ای با من به ره یا پیچ دیدی تو؟
از بر جلب نگاهت، من که دادم جان
گو که ارزش داشتت، یا، ، هیچ دیدی تو؟ :)
#دلنوشته
لحظه ای با من به ره یا پیچ دیدی تو؟
از بر جلب نگاهت، من که دادم جان
گو که ارزش داشتت، یا، ، هیچ دیدی تو؟ :)
#دلنوشته
#دلنوشته
همچو دیگر سربلندان من برایت نیستم
کاهلم، هرچند نافی بر قضایت نیستم
خود بدانم لایق صحن و سرایت نیستم
بد منم، همچون همه سیم و طلایت نیستم
توبه آرم تا به درگاهت شکسته باز، رب
باز بینم رحمتِ در مانده بر من باز رب
حس من گوید که خواهی گردم از شرمندگان
تا به این صورت رِسٓم بر اُردُوِ برگشتگان
از وجودت خالقا شرم و خجالت توأمان
بر دلم بوده که خواهی داد بر چون من امان
ای عزیزِ خالقِ خاتم نگین انبیا
دائما روزی دهِ کل، نیکُوان و اشقیا
من شدم شرمنده ی این حجمِ لطف و عاشقی
ای که گر خواهی بِروید دشت از تک دانه ای
بی عنادم، هرچه گویی میشوم تسلیم تو
سر نهم هر آنچه بیشتر...
همچو دیگر سربلندان من برایت نیستم
کاهلم، هرچند نافی بر قضایت نیستم
خود بدانم لایق صحن و سرایت نیستم
بد منم، همچون همه سیم و طلایت نیستم
توبه آرم تا به درگاهت شکسته باز، رب
باز بینم رحمتِ در مانده بر من باز رب
حس من گوید که خواهی گردم از شرمندگان
تا به این صورت رِسٓم بر اُردُوِ برگشتگان
از وجودت خالقا شرم و خجالت توأمان
بر دلم بوده که خواهی داد بر چون من امان
ای عزیزِ خالقِ خاتم نگین انبیا
دائما روزی دهِ کل، نیکُوان و اشقیا
من شدم شرمنده ی این حجمِ لطف و عاشقی
ای که گر خواهی بِروید دشت از تک دانه ای
بی عنادم، هرچه گویی میشوم تسلیم تو
سر نهم هر آنچه بیشتر...
#دلنوشته
جمله تن ها از وجود سر خجالت میکشند
سر نمانده چون ز نسل فاطمه بر یک تنی
مردم کوفه به خود آیید و اقدامی کنید
میبرد دشمن طلا از دختران حیدری
لشکرانِ بِن زیاد آیند و گستاخی کنند
بی قاسم نی کند پروا ز کس شمر شقی
نیروانِ دشمن از آب گوارا مینُشند
تیر اما میخورد کودک یَلِ آلِ ولی
آسمان قهرش گرفته رنگ خون دارد کنون
از هزاران نیست دیگر باز حتی یک دری
یا خدا کوتاه بُد دستان، که ما زان پس دهیم
یاری از جان سوی مولامان، حسین ابن علی
بر قضایش، روز عاشر ما به کل گریه شویم
نیست همچون کوفیان بی رگ میان ما کسی
پس خودت قسمت بکن تا در قیامت پیش او
روی گردان نی شود هرگز میان ما سری
جمله تن ها از وجود سر خجالت میکشند
سر نمانده چون ز نسل فاطمه بر یک تنی
مردم کوفه به خود آیید و اقدامی کنید
میبرد دشمن طلا از دختران حیدری
لشکرانِ بِن زیاد آیند و گستاخی کنند
بی قاسم نی کند پروا ز کس شمر شقی
نیروانِ دشمن از آب گوارا مینُشند
تیر اما میخورد کودک یَلِ آلِ ولی
آسمان قهرش گرفته رنگ خون دارد کنون
از هزاران نیست دیگر باز حتی یک دری
یا خدا کوتاه بُد دستان، که ما زان پس دهیم
یاری از جان سوی مولامان، حسین ابن علی
بر قضایش، روز عاشر ما به کل گریه شویم
نیست همچون کوفیان بی رگ میان ما کسی
پس خودت قسمت بکن تا در قیامت پیش او
روی گردان نی شود هرگز میان ما سری
در پاسخ به @mahdifcb-101213840
نمیدونم ...
همینجوری نوشتم
هر چی مغزم فرمان داد دست تایپ کرد
ولی از عمق وجود بود و همین برای اشتراکش کافیه
#دلنوشته
همینجوری نوشتم
هر چی مغزم فرمان داد دست تایپ کرد
ولی از عمق وجود بود و همین برای اشتراکش کافیه
#دلنوشته
داستان بارسای هانسی دیتر فلیک در این فصل به پایان رسید 🫡♥️💙
چه فصل خوبی بود با تمام خاطرات شیرین و تلخش
از شروع شگفت انگیز در لیگ و ۴ تایی کردن رئال در برنابئو
و رفتن تو افت و از دست دادن صدر
و بردن بایرن با ۴ تا گل
و شکست دردناک از اتلتیکو مادرید
برد پر گل مون در سوپرکاپ
و گرفتن کوپا و لالیگا
کامبک رویایی در بازی با بنفیکا
و شکست دردناک در نیمه نهایی چمپ و ناکام به رفتن فینال در یک قدمی آن
واقعا فصل زیبایی بود و امیدوارم که فصل بعد با قهرمانی چمپ زیبا تر از این فصل بشه 🙂♥️💙
راستی یک سال هم از اومدنم به سایت گذشت
از همه عزیزان بابت اینکه این یک سال بهترین خاطرات بیشتر...
چه فصل خوبی بود با تمام خاطرات شیرین و تلخش
از شروع شگفت انگیز در لیگ و ۴ تایی کردن رئال در برنابئو
و رفتن تو افت و از دست دادن صدر
و بردن بایرن با ۴ تا گل
و شکست دردناک از اتلتیکو مادرید
برد پر گل مون در سوپرکاپ
و گرفتن کوپا و لالیگا
کامبک رویایی در بازی با بنفیکا
و شکست دردناک در نیمه نهایی چمپ و ناکام به رفتن فینال در یک قدمی آن
واقعا فصل زیبایی بود و امیدوارم که فصل بعد با قهرمانی چمپ زیبا تر از این فصل بشه 🙂♥️💙
راستی یک سال هم از اومدنم به سایت گذشت
از همه عزیزان بابت اینکه این یک سال بهترین خاطرات بیشتر...
حال بهم زن شده زندگیم مثه ثانیه شمار
که میدوئه تا نتونیم ببینیم گذشته ها رو
بی خودی تره زندگی از پوست مار
هر کاری هم میکنه دستمون بره تو خوار
#دلنوشته
که میدوئه تا نتونیم ببینیم گذشته ها رو
بی خودی تره زندگی از پوست مار
هر کاری هم میکنه دستمون بره تو خوار
#دلنوشته
همه کسانی که سمتم خنده ملیح میزنند دنبال کشتن من هستند
ولی نمیدانم کسی که از قبل مرده را چطور میشود کشت؟!
#دلنوشته
ولی نمیدانم کسی که از قبل مرده را چطور میشود کشت؟!
#دلنوشته
به او گفتم عاشقت هستم به اندازه ی بارسا
اوخوشحال شد ولی مدتی بعد رفت و ترکم کرد
بعد ها مرا دید و گفت سوالی از تو دارم
آیا آن حرف راست بود گفتم خیر
#دلنوشته
اوخوشحال شد ولی مدتی بعد رفت و ترکم کرد
بعد ها مرا دید و گفت سوالی از تو دارم
آیا آن حرف راست بود گفتم خیر
#دلنوشته
سپید رویی را دلبر گفتم
مدتی نگذشت جسمش رفت
و قلبش ماند و داستان هایش
که تا الان هم تمامی ندارند
#دلنوشته
مدتی نگذشت جسمش رفت
و قلبش ماند و داستان هایش
که تا الان هم تمامی ندارند
#دلنوشته
عوض کردن پروف خوب میکنه حالمو
هنوزم یادمه اونی که دوست دارم و
قبلا فقط اون خوب میکرد حالمو
میدونست چرا بد شده باش رفتارم و
ولی باز صیک مو زد الانم ت تهه چاهمو
#دلنوشته
هنوزم یادمه اونی که دوست دارم و
قبلا فقط اون خوب میکرد حالمو
میدونست چرا بد شده باش رفتارم و
ولی باز صیک مو زد الانم ت تهه چاهمو
#دلنوشته
کارگری منتظر بار هست
قاتلی سرش بالای دار هست
زحمت کشی منتظر کار هست
چشمانی از اشک تیره و تار هست
دله مجنون من هم به فکر یار هست
#دلنوشته
قاتلی سرش بالای دار هست
زحمت کشی منتظر کار هست
چشمانی از اشک تیره و تار هست
دله مجنون من هم به فکر یار هست
#دلنوشته
#دلنوشته
بعضی وقتا سقف آرزوم هام در این حد محدود میشه که ، کاش زندگیم مثل نون صفی می شد ، میگفتن بیا بالاخره نوبت تو هم شده و میتونی زندگی کنی فقط حواست باشه کل صف زندگی یدونه ایه ؛ حواست باشه آدما شاید با گذر شیشه عمرشون بزرگ تر بشن ، اما هیچ وقت بزرگ نمیشن ، اونا رویاهاشونو بزرگ میکنن ولی خودشون دقیقا نقطه ای که توهم بزرگ شدن میاد سراغشون به کوچیک ترین شخصیت دوران زندگیشون تبدیل میشن ، آره من حتی دلم واسه واستادن تو صف هم پر میکشه چون خیلی وقته نوبتمو دزدین و جا زدن، شاید وقته فراموشی باشه .
بعضی وقتا سقف آرزوم هام در این حد محدود میشه که ، کاش زندگیم مثل نون صفی می شد ، میگفتن بیا بالاخره نوبت تو هم شده و میتونی زندگی کنی فقط حواست باشه کل صف زندگی یدونه ایه ؛ حواست باشه آدما شاید با گذر شیشه عمرشون بزرگ تر بشن ، اما هیچ وقت بزرگ نمیشن ، اونا رویاهاشونو بزرگ میکنن ولی خودشون دقیقا نقطه ای که توهم بزرگ شدن میاد سراغشون به کوچیک ترین شخصیت دوران زندگیشون تبدیل میشن ، آره من حتی دلم واسه واستادن تو صف هم پر میکشه چون خیلی وقته نوبتمو دزدین و جا زدن، شاید وقته فراموشی باشه .
#دلنوشته .
#آرین .
تو فقط یک قسمت از وجودمو میشناسی ، من یه صندوقچه پر رازم ، واسه شناختمم باید اول یک دیوونه باشی و قبل از هر جدی گرفتن بخندی ، میدونی نه حال تر زدن دارم نه دیگه یادم میاد شب ها ناله کرده بودم ، ولی غرور له شدمو خیلی خوب یادمه ، غرور فقط یک کلمه 4 حرفی نیست ، یک شعله زیر باروته که ترو با خودش آتیش میزنه و خاکسرتم بعضی وقتا نمیتونی جمع کنی ؛ با تیکه های آتیش گرفته یا محو میشی یا محوت میکنن ، بیا یه بار با هم محو دیدن لبخند عزیزامون بشیم ، من با تو رشد کردم ولی ..............
#آرین .
تو فقط یک قسمت از وجودمو میشناسی ، من یه صندوقچه پر رازم ، واسه شناختمم باید اول یک دیوونه باشی و قبل از هر جدی گرفتن بخندی ، میدونی نه حال تر زدن دارم نه دیگه یادم میاد شب ها ناله کرده بودم ، ولی غرور له شدمو خیلی خوب یادمه ، غرور فقط یک کلمه 4 حرفی نیست ، یک شعله زیر باروته که ترو با خودش آتیش میزنه و خاکسرتم بعضی وقتا نمیتونی جمع کنی ؛ با تیکه های آتیش گرفته یا محو میشی یا محوت میکنن ، بیا یه بار با هم محو دیدن لبخند عزیزامون بشیم ، من با تو رشد کردم ولی ..............
#دلنوشته .
-- خیلی دوست داشتم ، اون کسی که مشکل اصلی کشور رو تحریم میدونه رو یک گوشه گیر بیارم ، بهش بگم آخه لعنتی من 5 سال بدون دارو تو بهشت بودم ؛ چون مرهمی داشتم که هزار دارو چینی و آمریکایی هم تاثیرشو نمیتونست رو قلب و روحم بزاره ، ولی امان از لحظه ای که به جای دارو دلی که گره خورده رو تحریم کنی ؛ اون موقعست که تو میگردی دنبال علت زنده بودن به جای زندگی کردن ؛
شاید اگه قرار بود یه جشنواره هم واسه دل آدما برگزار کنن ،قاب های لبخندش که از جلو چشمام پر میکشید جایزه بهترین فیلم کوتاه رو میبرد.
-- خیلی دوست داشتم ، اون کسی که مشکل اصلی کشور رو تحریم میدونه رو یک گوشه گیر بیارم ، بهش بگم آخه لعنتی من 5 سال بدون دارو تو بهشت بودم ؛ چون مرهمی داشتم که هزار دارو چینی و آمریکایی هم تاثیرشو نمیتونست رو قلب و روحم بزاره ، ولی امان از لحظه ای که به جای دارو دلی که گره خورده رو تحریم کنی ؛ اون موقعست که تو میگردی دنبال علت زنده بودن به جای زندگی کردن ؛
شاید اگه قرار بود یه جشنواره هم واسه دل آدما برگزار کنن ،قاب های لبخندش که از جلو چشمام پر میکشید جایزه بهترین فیلم کوتاه رو میبرد.







