#دلنوشته
بعضی وقتا سقف آرزوم هام در این حد محدود میشه که ، کاش زندگیم مثل نون صفی می شد ، میگفتن بیا بالاخره نوبت تو هم شده و میتونی زندگی کنی فقط حواست باشه کل صف زندگی یدونه ایه ؛ حواست باشه آدما شاید با گذر شیشه عمرشون بزرگ تر بشن ، اما هیچ وقت بزرگ نمیشن ، اونا رویاهاشونو بزرگ میکنن ولی خودشون دقیقا نقطه ای که توهم بزرگ شدن میاد سراغشون به کوچیک ترین شخصیت دوران زندگیشون تبدیل میشن ، آره من حتی دلم واسه واستادن تو صف هم پر میکشه چون خیلی وقته نوبتمو دزدین و جا زدن، شاید وقته فراموشی باشه .
بعضی وقتا سقف آرزوم هام در این حد محدود میشه که ، کاش زندگیم مثل نون صفی می شد ، میگفتن بیا بالاخره نوبت تو هم شده و میتونی زندگی کنی فقط حواست باشه کل صف زندگی یدونه ایه ؛ حواست باشه آدما شاید با گذر شیشه عمرشون بزرگ تر بشن ، اما هیچ وقت بزرگ نمیشن ، اونا رویاهاشونو بزرگ میکنن ولی خودشون دقیقا نقطه ای که توهم بزرگ شدن میاد سراغشون به کوچیک ترین شخصیت دوران زندگیشون تبدیل میشن ، آره من حتی دلم واسه واستادن تو صف هم پر میکشه چون خیلی وقته نوبتمو دزدین و جا زدن، شاید وقته فراموشی باشه .
ما وقتی که زمین و زمانه سخت گرفتهبود، هنوز داشتیم میخندیدیم و عشق میورزیدیم و ادامه میدادیم. ما تحمل کردیم، ما زیاد تحمل کردیم و زیاد صبور بودیم و زیاد قوی ماندیم و زیاد جنگیدیم.
که هیچکس مثل ما بلد نبود تحت هر شرایطی جسورانه بایستد و دوام بیاورد. که هیچکس مثل ما بلد نبود با وجود سختیها، همچنان عاشق بماند و لذت ببرد از جزئیات جهان و زندگی کند.
الان؛داخل هرنقطه ای از زندگی ،وقت فراموشی نیست
باید ادامه داد تا یه روزی این جملات رو با خودمون تکرار کنیم…
که هیچکس مثل ما بلد نبود تحت هر شرایطی جسورانه بایستد و دوام بیاورد. که هیچکس مثل ما بلد نبود با وجود سختیها، همچنان عاشق بماند و لذت ببرد از جزئیات جهان و زندگی کند.
الان؛داخل هرنقطه ای از زندگی ،وقت فراموشی نیست
باید ادامه داد تا یه روزی این جملات رو با خودمون تکرار کنیم…
ای کاش نوبت ما هم میشد و یه زندگی بدون زلزله داشتیم!
𝕱𝖔𝖑𝖑𝖔𝖜 𝖒𝖊
𝖆𝖓𝖉 𝖒𝖞 𝖇𝖊𝖑𝖎𝖊𝖛𝖊
𝕸𝖔𝖏𝖙𝖆𝖇𝖆 .
𝖆𝖓𝖉 𝖒𝖞 𝖇𝖊𝖑𝖎𝖊𝖛𝖊
𝕸𝖔𝖏𝖙𝖆𝖇𝖆 .


